August 06, 2009

نامه اي از يك جانباز

يكي از سرفرازان سپاه كه جان و جهانش در جبهه هاي جنگ آتش گرفت تحليلي در باره رويدادهاي اخير نوشته با اسم و رسمش و بي پروا از تيغ و زنجير ذوب شدگان در ولايت استبداد.تحليل را در اينجا ميخوانيد:

Iran-Iraq-war-07.jpg

تقلب در انتخابات و تاثیر آن بر امنیت ملی ما

حرکت انقلابی مردم ایران پس از تقلب وسیع و آشکار دولت در انتخابات 22 خرداد که اهانتی بزرگ
به رای اکثریت مردم به کاندیدای مورد نظرشان بود و بنام جنبش سبز ملت ایران نام گرفته است, یکی
از حوادث مهمی است که در تاریخ پر فراز و نشیب کشورمان ثبت خواهد شد و قطعا نسلهای آینده با
افتخار, از این جنبش مردمی که بر خاسته از شعور,آگاهی و اراده نسل حق طلب امروزی در برابر خودکامگان سرزمینمان است بخوبی یاد خواهند کرد ...

در اینجا مایلم قبل از ورود به بحث اصلی این مقاله که به بحث در باره تقلب در انتخابات اخیر توسط حاکمیت و تاثیر آن بر قدرت و امنیت ملی ایران میپردازد به دو پیام مهمی که این جنبش در سطح داخلی و بین المللی داشته اشاره کنم. مهمترین پیامی که این جنبش به نسل جوان ما داده و در سطح بین المللی نیز یاد آوری و تایید مجددی بر دیدگاه نظریه پردازان علوم اجتماعی و سیاسی میباشد این است که هیچ حکومتی تاب و توان ایستادگی در برابر اراده ملی و حرکت عظیم مردمی را ندارد حتی اگر آن حکومت خود را نماینده مستقیم خداوند در روی زمین قلمداد کند!.پیام مهم دیگر این جنبش تغییر ناگهانی شعارهای محدود به تقلب در انتخابات به
شعارهای بنیان شکن و استراتژیک که خواستار تغییر نظام حاکم و پادشاهی ولایت فقیه بود که این
امر نشان از سر باز کردن عقده های سرکوب شده ملت ما در طی 30 سال گذشته داشت! حاکمیتی
که سالهاست به نام دین هر گونه خواست و فریاد حق طلبانه را در گلو خفه کرده و به بدترین شیوه ها
یعنی زندان,شکنجه, و قتل و کشتار پاسخ داده است و به نظر میرسد دامنه این حرکت انقلابی که در
اراده جوانان میهنمان تبلور یافته است با برخورداری از شعور و آگاهی وصف ناپذیر ملت عزیزمان
ادامه یافته و به سر منزل مقصود, که همانا آزادی از بند نظام استبدادی,توتالیتر و دیکتاتوری دینی
است خواهد رسید.
و اما بحث پیرامون تقلب در انتخابات اخیر ریاست جمهوری و اثرات منفی آن در قدرت و امنیت ملی
ما موضوعی است که به نظر من توجه جدی از سوی کارشناسان در حوزه علوم سیاسی و استراتژیک به آن نشده است. پاسخ به این سئوال که کدامیک از دو عنصر ملت یا دولت به وحدت ملی ما ضربه زده و عامل اصلی در کاهش قدرت و به خطر افتادن امنیت ملی ما گردیده است میتواند نگاه و موضع ما ما را نسبت به جنبش مردمی بعد از انتخابات شفاف تر کند. لذا برای یافتن پاسخ این سئوال بهتر است تعاریفی از مفهوم قدرت و امنیت ملی و منابعی که تامین کننده آنهاست ارایه دهیم تا یاری کننده ما در یافتن پاسخ منطقی به سئوال فوق باشد.
در فرهنگ علوم استراتژیک, امنیت ملی عبارتست از حفاظت یک ملت در برابر تهدیدات و تجاوزات
خارجی, انواع خرابکاریها, شناسایی عمل خصمانه و نفوذهای دشمنانه دیگر, در این میان امنیت
داخلی هم که آنرا تفوق نظم و قانون در یک جامعه با همکاری همه ملت تعریف میکنند نقش مهمی
در فرایند امنیت ملی دارد. حفظ و بقای این دو نوع امنیت (داخلی و خارجی ) که تاثیر متقابلی بر یکدیگر دارند در گرو عواملی است که از آنها به عنوان منابع قدرت یک کشور نام برده میشود. حفظ , بقا و پویایی این منابع در واقع اساس تامین امنیت ملی هر کشوری بشمار میروند و یکی از مهمترین وظایف هر دولت و ملتی است که با درک صحیح از این منابع در سلامتی و پویایی آنها کوشش نمایند و اصولا میبایست تمام توان امکانات و برنامه ریزیهای دولت در تقویت , پویایی و حفظ شادابی این منابع بکار گرفته شود.این منابع عبارتند از:
نهادهای ملی 2- روحیه و اراده ملی 3- وضع جغرافیایی کشور 4- منابع طبیعی 5-قدرت وظرفیتهای
صنعتی و کشاورزی 6- خصوصیات فرهنگی 7- جمعیت 8- تکنولوژی و علوم 9- نظام هدایت و رهبری کشور 10- نیروهای مسلح 11- جایگاه و موقعیت بین المللی. معمولا در یک جامعه سالم و هوشمند تمام تلاش افراد و مخصوصا دولت بر این است که این منابع, سلامتی و پویایی خود را حفظ نمایند و ضمن هماهنگی و تعامل با یکدیگر که با هدف ایجاد وحدت و یکپارچگی صورت میگیرد آرمانها و اهداف ملی را تحقق بخشند و اهداف ملی نیز عبارتست از حفظ آنچه ملت دارد و می خواهد آنرا نگه دارد و بدست آوردن آنچه ملت می خواهد و ندارد. با پی بردن به نقش محوری منابع قدرت در تامین امنیت ملی و اهمیت منابع قدرت و رابطه تنگاتنگ و زنجیره ای آنها اهمیت پرهیز از هرگونه آسیب زدن به این منابع بر ما روشن میشود! من در اینجا با پرهیز از وارد شدن به توضیح و تفسیر هر یک از این منابع ذهن خوانندگان گرامی را به این مسئله معطوف میدارم , مردمی که با دنیایی از شور و اشتیاق از قبل
از انتخابات , خود را برای شرکت در یک همه پرسی سرنوشت ساز و مهم کشورشان آماده کردند و در روز 22 خردادهم با شرکت 80 درصدی خود و رای اکثریت به مهندس موسوی که یکی از کاندیداهای مورد قبول حاکمیت نیز بوده است اینچنین وحدت و اراده ملی را در افکار عمومی جهان به نمایش گذاشتند به قدرت و امنیت ملی کشور ما آسیت زده اند یا دولتی که پس از انتخابات با تقلبی آشکار اینچنین روحیه و اراده ملی مردم را که یکی از مهمترین منابع قدرت و حفظ امنیت ملی بشمار میرود هدف قرار داده و باعث تخریب جدی آن شده اند؟! با یک بررسی ساده و منطقی , کدامیک از این دو عنصر ملت یا دولت در کاهش و تزلزل قدرت ملی ما در منطقه و جهان در حادثه اخیر نقش داشته است؟ آیا دیگر میتوان این دولت به اصطلاح کریمه , که شعار عزت و اقتدار ایران و ایرانی را در جهان سر میدهد اعتماد کرد؟ آیا میدانیم که باید چه هزینه گزافی برای باز گرداندن روحیه و اعتماد ملی به مردم صرف کنیم؟ اگر کمی هوشمندانه تر به حادثه اخیر نگاه کنیم باید عرض کنم که من با نظر دولت که برخی از کشورها که در راس آنها آمریکا, انگلیس و اسراییل در ایجاد و تقویت این به اصطلاح اغتشاشات نقش داشته اند با این فرضیه متفاوت موافقم که آیا ماهها قبل تماسهای پنهانی توسط دولت و عوامل آن با نمایندگان و مامورانی از نو محافظه کاران در آمریکا و برخی افراط گرایان اسراییلی برای پیاده کردن سناریوی تقلب در انتخابات و تثبیت دولت احمدی نژاد صورت نگرفته است؟ شاید تنها توجه به مصاحبه وزیر دفاع اسراییل که چند ماه قبل اظهار کرد که: "هیچ نهاد و شخصیتی مثل احمدی نژاد نمی توانست حقانیت اسراییل را در افکار عمومی جهان تثبیت کند" ما را در تقویت این فرضیه یاری نماید.
به امید پیروزی ملت شرافتمند و غیور ایران
غ.ر.نمینی

August 6, 2009 10:35 PM







advertise at nourizadeh . com