December 22, 2009

راديو كوچه

kooooooooooooooooocheh.bmp

علیرضا نوری زاده پس از فوت آیت اله منتظری:
«جای خالی آقای منتظری باقی خواهدماند»
اردوان روزبه
در پی درگذشت آیت‌اله منتظری مرجع شیعه ایران در روز یک‌شنبه؛ با «علیرضا نوری‌زاده» کارشناس مسایل سیاسی ایران و خاورمیانه و رییس «مرکز مطالعات عربی ایرانی» در لندن گفت‌گویی انجام شد.
Download file

وی با بیان این‌که آیت‌اله منتظری توانسته بود شکاف مسایل سیاسی و فقهی و مذهبی مردم ایران را حل کند می‌گوید: «غیاب آقای منتظری ضربه‌ی بزرگی برای جنبش و حرکت سیاسی و اجتماعی و در حقیقت رنسانس ایران به شمار می‌رود.»...

مطلع شدیم که آقای حسین‌علی منتظری یکی از جدی‌ترین کسانی که در طول سال‌های گذشته منتقد نظام جمهوری اسلامی بود، فوت کرده است. سوال این است که فکر می‌کنید با توجه به فوت ایشان ما چه تغییراتی را در ساختار درگیری‌های فعلی خواهیم داشت.
به اعتقاد من شاید در تاریخ تشیع آیت‌اله منتظری یکی از شریف‌ترین مراجع بود. نه فقط به خاطر مواضعی که ایشان در سال‌های بعد از عزل خود اتخاذ نمود بلکه اهمیت ایشان در این است که برخلاف دیگر مراجع تشیع که هرگز به اشتباهات خود اعتراف نمی‌کردند این مرد آنقدر سعه صدر و بزرگ‌مردی داشت که اشتباهات خود را یادآور می‌شد. حتا در رابطه با نقطه نظراتی که عمری با آن زندگی کرده بود وقتی به جایی رسید که این نقطه نظرات و برداشت‌ها شاید اشتباه بوده این را به راحتی اعلام می‌کرد. بنابراین من تصور می‌کنم که ما با یک خلا بسیار عظیمی روبرو خواهیم بود برای این‌که ما کسی را در حال حاضر هم عرض ایشان نداریم.
علمایی که اکنون در قم هستند به دو دسته تقسیم می‌شوند و استثنائات محدود. یک دسته در هر حال سر سپرده حاکمیت هستند و از مواهب سرسپردگی برخوردار هستند و بنابراین یک جمع اکثریت را تشکیل می‌دهند. یک عده هم مراجع و روحانیون بلندپایه را تشکیل می‌دهند که گرفتار مسایل ایران می‌باشند و شک بین دو نماز و دیگر مسایلی از این قبیل و بنابراین آن‌ها هم به دنبال کار خودشان هستند. عده‌ی معدودی هم که آقای منتظری مشوق‌شان بود و این‌ها به راه ایشان آمدند. اگر از میان آن‌ها کسی بخواهد به درجه آقای منتظری برسد، زمان زیادی می‌برد. هنوز نمی‌توانیم روی شخص خاصی انگشت بگذاریم. هر چند که شاید تعداد محدودی باشند و به دلیل عدم ظهور و فعالیت‌شان از دید ما پنهان باشند.
بنابراین جای خالی آقای منتظری باقی خواهد ماند. به نظر من در شرایط فعلی خروج آقای منتظری از صحنه با درگذشت‌شان خلایی را ایجاد می‌کند که شاید مردان سیاسی بتوانند آن را پر کنند. به این دلیل است که عامل مذهب در حیات سیاسی کم‌رنگ شده است همین ماجرای اخیر در رابطه با آتش زدن عکس آقای خمینی و تلاش رژیم برای استفاده از این مسئله و پیراهن عثمان کردنش به دلیل بی‌اعتنایی مردم با شکست روبرو شد.
در شرایط فعلی خروج آقای منتظری از صحنه با درگذشت‌شان خلایی را ایجاد می‌کند که شاید مردان سیاسی بتوانند آن را پر کنند.
شگفتا که حتا طرفداران سنتی نظام و یا آن‌هایی که مشتاقانه برای دریافت امتیازات در هر صحنه‌ای حاضر بودند هم نیامدند. با نگاهی به جمعیت مردم در روز جمعه می‌توانید به این موضوع پی ببرید که اصولن مذهب در حیات سیاسی به مرور درحال خارج شدن است و این نسل جدیدی که به صحنه آمده است چندان به این توجه ندارد که مرجعی چه بگوید و چه نگوید. جای آقای منتظری جدا بود. او حالت مرجعیت نداشت، حالت قطب بزرگی را داشت که وقتی حرفی می‌زد بیش از هر کس حاکمیت را آزار می‌داد. از این نظر بود که مردم به او احترام می‌گذاشتند وگرنه من گمان نمی‌کنم کسانی که برای این مرد بزرگ حرمت قایل بودند اکثریت کسانی بودند که به کتاب فقهی او برای عمل کرد دینی خود رجوع می‌کردند. این است که خود به خود مسئله مذهب از حیات سیاسی مردم کم‌رنگ می‌شود و بعد برچیده می‌شود و بنابراین غیاب آقای منتظری ضربه‌ی بزرگی برای جنبش و حرکت سیاسی و اجتماعی و در حقیقت رنسانس ایران به شمار می‌رود.
آقای منتظری توانسته است شکاف مسایل سیاسی و فقهی و مذهبی مردم ایران را حل کند. کسانی که از طرفداران علمای نزدیک به حکومت هم نبودند همیشه در زیر چتر آقای منتظری گرد هم جمع شدند. در حال حاضر این چتر از بین رفته است. آیا فکر می‌کنید گروه‌هایی که در چتر حاکمیت قرار نمی‌گیرند دچار اختلاف در بین خود می‌شوند؟
اگر به میراث آقای منتظری نگاه کنیم کسی را هم عرض ایشان نمی‌بینیم اما شاید یک همبستگی و هم دلی به وجود بیاید و اگر آن شجاعت در مجموعه طرفداران آقای منتظری وجود داشته باشد می‌تواند جلوی شکاف و انشقاق را بگیرد. صریح‌تر اگر بگویم آقایان صانعی، موسوی اردبیلی، بیات زنجانی و سید جلال طاهری تحت عنوان مراجع آزاد اندیش یا هر عنوان دیگری که باشند، می‌توانند از آن نظر این خلا را پر کننداما اگر چنین نشود به مرور آخرین نشانه‌های پررنگ مذهب در سیاست در جنبش آزادی‌خواهی ایران کم‌کم رنگ می‌بازد و جنبش آزادی‌خواهی از بعد دینی خود خارج خواهد شد و بیشتر سیاسی خواهد بود چون همان طور که گفتم حضور آیت‌اله منتظری کفه را به صورت موازنه نگه می‌دارد. اگر در غیاب ایشان اگر ما شاهد موضع‌گیری‌های شجاعانه‌ای در بازماندگان خط منتظری نباشیم مردم هم منتظر نخواهند ماند و بدون حرکت هم جلو می‌روند و این احتمال هم وجود دارد که اختلاف هم به وجود بیاید. باید دید اولن مردم با مرگ آقای منتظری چگونه برخورد می‌کنند، حوزه و روحانیت چگونه برخورد می‌کند و در کل این‌ها مسایلی است که در روزها و هفته‌های آینده روشن خواهد شد.
منتظری آخرین اعتبار مرجعیت در ایران بود و خواهید دید که بعد از این در حالی‌که حاکمیت تلاش خواهد کرد جلوی هر روحانی اصیلی را بگیرد مردم هم به آن‌ها پشت خواهند کرد.
خبرگزاری فارس در مورد اطلاع این خبر به ذکر «حسین‌علی منتظری مرد» اکتفا کرد و هیچ اشاره‌ای هم به لقب یا عنوان ایشان نکرد. به نظر شما رویکرد رهبران حاکمیت در برابر فوت آقای منتظری چه خواهد بود؟
اولن به شما می‌گویم حاکمیتی که آقای منتظری در زمان حیاتش با آن ادبیات مانند نوشته‌های حسین شریعتمداری در کیهان و یا همین خبرگزاری فارس عنوان می‌کرد طبیعی است که خارج و فارغ از مسایل حرمت و ادب نگاه داشتن هستند. این‌ها نه به دین کاری دارند و نه به مرجعیت و همه چیز را بازی قرار داده‌اند.
خبرگزاری فارس چون متعلق به اطلاعات سپاه است، به شدت از نفوذ آقای منتظری در سپاه وحشت زده بودند و بسیاری از پایوران و کادر موسس سپاه هم‌چنان مقلد آقای منتظری بودند و طبیعتن آقای منتظری را حرمت می‌نهادند و بنابراین این نوع حرمت شکنی یک سیاستی بود که برای رضای خاطر رهبر جمهوری اسلامی که دشمنانه به آقای منتشری می‌نگریست و فراموش نمی‌کنیم موضع‌گیری ایشان را بعد از سخنان ۱۳رجب آقا منتظری و منجر به حصر شدید و حمله به خانه ایشان شد.
یکی از علمای شیعه در دوران مشروطیت می‌گوید: «وقتی از سر شما عمامه کشیدند از سر من هم می‌کشند و یا برعکس اگر من امروز از سر خودم عمامه کشیدم از سر شما هم خواهم کشید.»
کاری که این‌ها با آقای منتظری کردند و ما شاهدیم که با آقای رفسنجانی و خاتمی می‌کنند نشان‌دهنده این است که حاکمیت امروز علیرغم این‌که عبا و عمامه‌ای است و لقب دینی دارد، حاکمیتی است که حرمت شکن مرجعیت و روحانیت بوده و این حاکمیت در واقع بزرگ‌ترین ضربات را به آنچه که مرجعیت و روحانیت خوانده می‌شد، وارد کرد. به اعتقاد من منتظری آخرین اعتبار مرجعیت در ایران بود و خواهید دید که بعد از این در حالی‌که حاکمیت تلاش خواهد کرد جلوی هر روحانی اصیلی را بگیرد مردم هم به آن‌ها پشت خواهند کرد.
برخی از شایعات اشاره می‌کند که سیل مردمی که برای تشییع جنازه فردا به قم حرکت کردند در اتوبان‌ها مسیرشان بسته شده و بیت ایشان در فشار هستند. آیا این موارد را تایید می‌کنید؟
بله من اطلاع دارم که چند نفر به بیت ایشان رفتند و گفتند که شما مراسم‌تان را بگیرید ولی شلوغ نکنید. الان هم مبنا بر این است که ایشان با حرمت آن‌گونه که در خور یک روحانی تشیع هست تشییع شود. اما به اعتقاد من حضور مردم و این‌که از چهارگوشه ایران حاضر شدند خیلی مهم است و این حرمت نهادن به آقای منتظری شاید برای حاکمیت تلخ و خطرناک باشد اما این را نشان می‌دهد که مردم ایران فارغ از مسئله دین چگونه افراد را ارج می‌نهند.
حرمت نهادن به آقای منتظری شاید برای حاکمیت تلخ و خطرناک باشد اما این را نشان می‌دهد که مردم ایران فارغ از مسئله دین چگونه افراد را ارج می‌نهند.
من در مورد آقای منتظری همیشه این را می‌گفتم. روزی که آقای منتظری در آستانه نشستن بر کرسی ولایت و ریاست ندای استادش را پاسخ داد و آن‌گونه با استادش، با مردی که بسیار هم رابطه عاطفی داشت، سخن گفت، ناگهان هزاران صحبت که درمورد ایشان بود غیب شد و بعد از سال ۱۳۶۸ می‌بینیم که از آقای منتظری حتا لطیفه‌ای دیگر شنیده نمی‌شود و هر آن‌چه که گفته می‌شود در تجلیل اعتبار اوست. این به نظر من یک برخوردی است که مردم با بزرگانشان داشتند ما این رفتار را در رابطه با دکتر مصدق و مرحوم آیت‌اله بروجردی و هم‌چنین آیت‌اله شریعت‌مداری داشتند و منتظری نیز از مردی که قهرمان مردم هست به مرد نخست مبارزه برای تحقق آرزوهای مردم قرار می‌گیرد. این درس بزرگی است و همان‌طور که ایشان در زندگیش مظهر شرافت بود در مرگش هم درس بزرگی به ما داد.

December 22, 2009 05:59 PM







advertise at nourizadeh . com