February 18, 2010

راديو زمانه گوي سياست

گفت‌وگو با علی‌رضا نوری‌زاده، روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر سیاسی
«هشدار هیلاری کلینتون، جدی و پرمعنی است»
ایرج ادیب‌زاده

saoudolfaisal.jpg

هیلار کلینتون در قطر تاکید می‏کند که ایران به سوی تبدیل شدن به یک دیکتاتوری نظامی پیش می‏رود. وزیر خارجه‏ی آمریکا که برای جلب حمایت کشورهای منطقه‏ی خلیج فارس در مورد اعمال تحریم‏های تازه علیه ایران، به قطر و بعد عربستان سفر کرده است می‏گوید: «ما اعتقاد داریم که در حال حاضر سپاه پاسداران به جای دولت حکومت می‏کند».
منوجهر متکی، وزیر امور خارجه‏ی جمهوری اسلامی، بلافاصله این گفته‏های خانم کلینتون را رد کرد و با وارد کردن اتهامی مشابه گفت: «آمریکا با اعمال خود در عراق و افغانستان، همانند یک دیکتاتوری نظامی رفتار کرده است».
از سوی دیگر روز دوشنبه در یک کنفرانس خبری در ریاض، با حضور خانم کلینتون، شاهزاده سعودالفیصل، وزیر خارجه‏ی عربستان سعودی، خواستار اقدام فوری در مورد مناقشه‏ی اتمی ایران شد و گفت: «اعمال تحریم‏های جدید علیه ایران به دلیل چالش هسته‏ای جمهوری اسلامی ممکن است در درازمدت مؤثر واقع شود. در صورتی که در حال حاضر اقدام فوری لازم است».
در این زمینه با آقای علیرضا نوری‏زاده نویسنده، روزنامه‏نگار، تحلیل‏گر سیاسی و آشنا با مسائل منطقه گفت‏وگویی انجام داده‏ام.
Download file

آقای نوری‏زاده، برداشت شما از گفته‏های تند وزیر خارجه‏ی عربستان سعودی چیست؟ و فکر می‏کنید این کشور چه اقدام فوری‏ای را مد نظر دارد؟
عربستان در طول چهارسال گذشته و به ویژه طی ۷−۸ ماه اخیر سیاست خود را نسبت به جمهوری اسلامی کاملا تغییر داده است. دیرسالی سعودی‏ها علیرغم همه‏ی بی‏مهری‏های جمهوری اسلامی و توطئه‏هایی که گاه در حد ارسال ۱۵۰ کیلو ماده‏ی منفجره به مراسم حج پیش رفت، از هر نشانه‏ی مهربانی‏ای که در لحن و رفتار جمهوری اسلامی دیدند، استفاده کردند و تلاش کردند مشکلات‏شان را با ایران حل کنند.

سعودالفیصل، وزیر خارجه‏ی عربستان سعودی، خواستار اقدام فوری در مورد مناقشه‏ی اتمی ایران شد؛ آسوشیتدپرس
به‏هرحال، ایران به عنوان یک ابرقدرت منطقه‏ای غیرعرب، جایگاه ویژه‏ای داشت و شاید زمانی که آقای خاتمی به ریاست جمهوری ایران انتخاب شد، دورانی بود که می‏توان از آن به عنوان بهترین دوران برای سعودی‏ها یاد کرد. عربستان دروازه‏های کشور را بر روی ایرانی‏ها گشود. هرروز در عربستان یک نمایشگاه کالای ایران برپا می‏شد و فقط از نظر اقتصادی، ایران میلیاردها دلار از این گشایش در روابط سود برد.
با این همه، وقتی آقای احمدی‏نژاد انتخاب شد، سعودی‏ها ابراز نگرانی خود را پنهان نکردند. نوع شعارها و نوع حرف‏ها و این که منطقه را به سوی جنگ پیش می‏برند، برای سعودی‏ها نگران کننده بود. با این همه بازهم تلاش کردند به نوعی کنار بیایند.
دیدار آقای احمدی‏نژاد از عربستان و گفت‏وگوهایی که بین طرفین صورت گرفت، حتی سفر آقای سعود‏الفیصل به تهران و سفر آقایان ولایتی و لاریجانی به عربستان که نشانه‏ی ارتباط مستقیم بین آقای خامنه‏ای و رهبری سعودی بود، نمونه‏هایی از این تلاش‏ها بود.
منتها ماجرای یمن دیگر کاملا برای سعودی‏ها آشکار کرد که جمهوری اسلامی شمشیر را از رو بسته است. پیش از آن هم تجربه‏ی لبنان و فلسطین را داشتند که همه‏جا مداخلات جمهوری اسلامی مانع از آن می‏شد که این بحران‏ها حل شود.
بنابراین اگر الان سعودالفیصل این صحبت‏ها را می‏کند، نشان از آن دارد که سعودی‏ها دریافته‏اند با این حکومت در ایران نمی‏توانند به تفاهم برسند. در کنار این، بحرانی که جمهوری اسلامی در داخل با آن روبرو است، از نظر سعودی‏ها دور نیست. می‏دانند که حداقل بخش بزرگی از مردم ایران با این سیاست‏ها همراه نیستند. نحوه‏ی حمایت وسایل ارتباطی سعودی از جنبش سبز نیز این حکایت را دارد.
به این ترتیب می‏توان گفت در جریان سفر خانم هیلاری کلینتون، سعودی‏ها دیگر مانند گذشته به اما و اگر متوسل نشدند و آمادگی خود را برای همراهی با سیاست آمریکا اعلام کردند.
از جمله این که آمریکایی‏ها از آنان خواسته‏اند نفتی را که جمهوری اسلامی به چین صادر می‏کند، تأمین کنند تا چین این‏گونه مجبور به اتخاذ سیاست‏های هماهنگ با جمهوری اسلامی نباشد.
هم‏چنین در رابطه با امنیت خلیج فارس، موشک‏هایی که آمریکایی در سواحل خلیج فارس برای مقابله با موشک‏های ایران کار گذاشته‏اند، حاکی از آن است که شاهد انتقال به دوره‏ی تازه‏ای در روابط جمهوری اسلامی با همسایگان‏اش در خلیج فارس و به‏ویژه با سعودی‏ها هستیم.
گفته‏های خانم کلینتون هم تند به نظر می‏رسیدند‏؛ این که جمهوری اسلامی به سوی یک دیکتاتوری نظامی پیش می‏رود و سپاه پاسداران به جای دولت حکومت می‏کند. آیا این موضع‏گیری تازه‏ی آمریکا است؟
البته آمریکایی‏ها از مدت‏ها پیش روی مساله‏ی سپاه حساسیت داشتند. برای این که با اطلاعات و آگاهی‏هایی که دارند، با پناهنده شدن معاون سابق وزارت دفاع ایران و همین‏طور آقای شهرام امیری به آمریکا، اطلاعاتی به‏دست آورده‏اند که حاکی از آن است که سپاه در پس دولت، دولتی دیگر را برای خود اداره می‏کند و با امکانات مالی‏ای که در دست دارد، با امکانات نظامی و برنامه‏ها و طرح‏هایی که دارد، به عنوان یک نماد خطرناک برای مصالح آمریکا در منطقه ظاهر شده است.

هیلاری کلینتون در قطر تاکید ‏کرد که ایران به سوی تبدیل شدن به یک دیکتاتوری نظامی پیش می‏رود
به نظر من صحبت خانم کلینتون یک هشدار است؛ شاید هشداری است به خود آقای خامنه‏ای، هشداری است به برخی از مسئولان سیاسی ایران که اگر دست روی دست بگذارند و سپاه تمامی قدرت را قبضه کند، قربانیان اول خود آنان خواهند بود.
این است که حرف خانم کلینتون خیلی پرمعنا است. یعنی این که خانم کلینتون این حرف‏ها را در ریاض می‏زند و در همان زمان شاهد دیدارهای ژنرال مک‏مولن از مصر و اسرائیل هستیم، نشان‏دهنده‏ی آن است که آمریکایی‏ها احساس می‏کنند سپاه پاسداران واقعا قدرت را در دست گرفته و دارد ایران را به سوی رویارویی می‏کشاند.
آمریکایی‏ها معتقدند این که در مورد پرونده‏ی اتمی دو نظر ظاهر شد؛ نظری که آقای سعید جلیلی بعد از گفت‏وگو با نمایندگان ۵+۱ و آژانس بین‏المللی انرژی اتمی در قبول پیشنهاد ابراز کرد و بعد در تهران این نظر عوض شد، تاثیر نفوذ سپاه بوده است.
سرانجام به سفر نخست‏وزیر اسراییل به روسیه می‏رسیم که هم‏‏زمان با همین رویدادها است و می‏تواند در ارتباط با مسائل روز خلیج فارس مهم باشد؛ آقای نتانیاهو در دیدار با رییس جمهور روسیه، دیمیتری مدویدیف، از او می‏خواهد که کشورش از تحریم‏های بسیار سخت علیه ایران، از جمله در بخش انرژی، حمایت کند. به نظر شما، روسیه در حال حاضر با تحریم‏های تازه‏ی جمهوری اسلامی موافق است؟
آقای نتانیاهو در پایان دیدارش اعلام کرده بود که این موفق‏ترین دیداری بوده که از روسیه داشته است. این خود نشانه‏ی یک تغییر اساسی در مواضع روسیه است.


روس‏ها بسیار امیدوار بودند که ایران پیشنهاد ارسال ۱۵۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای پایین به روسیه و فرانسه را بپذیرد. در واقع عدم پذیرش ایران را نوعی توهین به خودشان تلقی کردند. توهینی که در عرصه‏ی نفوذشان در منطقه و در ایران نماد بارزی داشت.

علی‌رضا نوری‌زاده معتقد است سخن هیلاری کلینتون یک هشدار پرمعنا برای مقامات ایران است
به معنای دیگر، شاید روس‏ها به آمریکا‏یی‏ها قول داده بودند که در این مورد مطمئن هستند که جمهوری اسلامی پیشنهاد را خواهد پذیرفت و عدم پذیرش ایران، روس‏ها را بسیار نگران کرد و می‏بینیم که وزیر خارجه‏ی روسیه هم رسما از این تغییر نگاه روسیه صحبت می‏کند و مساله‏ی تحریم‏ها را پیش می‏کشد که«تهران باید در انتظار تحریم‏های سنگین‏تری باشد».
به ‏گمان‏ام نتانیاهو حداقل برای مرحله‏ی فعلی موفق شده است که اولا مانع از تسلیم موشک‏های اس‏۳۰۰ به ایران بشود. در حالی که این موشک‏ها کاملا دفاعی‏اند و موشک‏های هجومی نیستند. ولی با این همه به هرحال یک موشک استراتژیک است. حتی اگر روس‏ها این مساله را به تعویق بیاندازند که تا به حال هم انداخته‏اند، نشان‏دهنده‏ی عدم رضایت‏شان از سیاست‏های جمهوری اسلامی است.
در رابطه با مجازات‏ها هم، به گمان‏ام روس‏ها حداقل با بخش مطلع مجازات‏ها موافقت کرده‏اند. اما این که این مجازات‏ها چه ابعادی پیدا کند و شامل ‏بنزین هم بشود و این که آیا روس‏ها حاضرند در این حد با آمریکا همراه بشوند، هنوز روشن نیست.
ولی اظهارات مقامات روسیه، سفر آقای نتانیاهو زنگ خطری برای جمهوری اسلامی است و اگر جمهوری اسلامی در روش و رفتار خود تجدیدنظر نکند، طبیعتا باید انتظار داشته باشد که روس‏ها نیز به آمریکایی‏ها و متحدین اروپایی‏اش بپیوندند.
حتی با توجه به این که بخشی از هدف دیدار خانم کلینتون از عربستان سعودی و قطر هم مربوط به قانع کردن این دولت‏ها برای تأمین سوخت چین بود، بعید نیست چین هم به جمع کشورهایی که روی مجازات‏های تازه توافق می‏کنند، بپیوندد.

February 18, 2010 07:01 PM







advertise at nourizadeh . com