April 04, 2011

راديو آلمان -دویچه وله

«اوضاع منطقه به هیچ وجه به نفع جمهوری اسلامی نیست»
alman.jpg

گفتگو با دکتر علیرضا نوری‌زاده، روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر مسائل خاورمیانه
میترا شجاعی

کمیسیون سیاست خارجی مجلس ایران از عربستان خواسته ‌تا نیروهای خود را از بحرین خارج کند. یک مقام شورای همکاری خلیج فارس نیز ایران را به دخالت در بحرین متهم کرده است. علیرضا نوری‌زاده این اتهامات دوسویه را تحلیل می‌کند....

دویچه‏وله: آقای نوری‏زاده، در بیانیه‏‏ی کمیسیون سیاست خارجی مجلس که امروز (یازدهم فروردین ۱۳۹۰) منتشر شد، آمده است: «عربستان بهتر از هر کشوری می‏داند که در منطقه‏ی حساس خلیج فارس بازی با آتش به نفع آن‏ها نیست. ما به آن‏ها توصیه می‏کنیم تا نیروهای نظامی خود را از خاک بحرین خارج کنند.» این لحن مقداری تند است و حتی برخی از تحلیل‏گران معتقدند که تهدیدآمیز است. نظر شما چیست؟
علیرضا نوری‏زاده: درست بعد از ورود نیروهای سعودی، قطری و اماراتی به بحرین هم دولت جمهوری اسلامی چنین موضعی گرفت. اما آن‏ها غافلند از این‏که وقتی خودشان دوهزار نفر به لبنان می‏فرستادند، لبنانی که هیچ مرز مشترک و هیچ قرارداد دفاعی مشترکی با ایران ندارد و هنوز نزدیک به ۲۰۰ نفر از کارشناسان سپاه در لبنان هستند و سیل اسلحه به سوی لبنان سرازیر است، نمی‏توانند از اعضای شورای همکاری‏های خلیج فارس که دارای پیمان دفاعی مشترک هستند، ایراد بگیرند. قبلاً هم در جریان اشغال کویت، نیروهای‏ این کشورها وارد کویت شده بودند و الان هم بحرین با این عنوان که امنیت ملی‏اش در خطر است، از این کشورها کمک خواسته و آن‏ها نیرو فرستاده‏اند.

ضمن این‏که این نیروها با مردم بحرین درگیر نشدند، بلکه بر خلاف ادعای جمهوری اسلامی، حفظ نظام را بر عهده داشتند. به معنای دیگر، امنیت ادارات، دوایر رسمی، مراکز مهم، پالایشگاه‏ها، فرودگاه، بندرگاه و… را بر عهده می‏گیرند و در این نقاط حساس پاسداری می‏دهند. آن‏ها ابداً در درگیری با مردم حضور نداشتند. در حالی‏که جمهوری اسلامی متهم است که در عراق با مداخلات‏اش و با آموزش دادن نیروهای شورشی و متمرد و به‏قولی تروریست، در امور کشورهای دیگر مداخله می‏کند. همین‏طور در افغانستان که به دفعات مداخلات جمهوری اسلامی در امور آن روشن شده است.
البته استدلال جمهوری اسلامی می‏تواند این باشد -کما این‏که اعلام هم شده- که این پیمان دفاعی‏ای که شما به آن اشاره کرده‏اید، در برابر دشمن خارجی بوده و هیچ دشمن خارجی‏ای به بحرین حمله نکرده است. بنابراین عربستان هم اجازه نداشته نیرو در آن‏جا پیاده کند.

اولاً پیمان دفاعی کشورهای حاشیه‏ی خلیج فارس تاکید می‏کند بر این‏که زمانی که امنیت ملی این کشورها در خطر بیفتد، می‏توانند از کشورهای عضو پیمان کمک بخواهند. امنیت ملی را هم می‏توان تعبیر و تفسیر گوناگون کرد. امنیت ملی را می‏‏توان در برابر دشمن خارجی، در برابر تحریکات دشمن خارجی، در برابر به‏خطر افتادن عرش یا تاخ‏وتخت یا حکومت و… تفسیر کرد.

ضمن این‏که بحرین مدعی است در برابر یک خطر خارجی قرار دارد. وقتی کاردار جمهوری اسلامی را مقابل بیمارستانی می‏گیرند و می‏گویند او در حال توزیع وسایل و تجهیزات الکترونیکی ارتباطاتی بوده و همین‏طور مبالغ بسیاری پول توسط جمهوری اسلامی برای گروه کوچکی که مردم را به سرنگونی آل‏خلیفه دعوت می‏کرده ارسال شده، از همه‏ی این‏ها در آن تفسیری که برای ارسال نیرو کرده‏اند (وزیر امور خارجه‏ی بحرین هم روی آن صحبت کرده است)، به عنوان خطری که از خارج وحدت ملی و کیان دولت بحرین را تهدید می‏کند، یاد شده است و به این ترتیب، حضور نیروهای خارجی را توجیه کرد‏ه‏اند.

دقیقاً جمهوری اسلامی به همین نکته‏ای که شما به آن اشاره کردید، متهم است و از سوی قائم مقام دبیرکل شورای همکاری خلیج فارس به دخالت مستقیم در ناآرامی‏های بحرین متهم شده است. ظاهراً دو طرف دارند هم‏دیگر را متهم می‏کنند؛ ایران می‏گوید که عربستان دارد دخالت می‏کند و بقیه‏ی کشورها هم ایران را به این دخالت متهم می‏کنند. به نظر شما، مهره‏ی اصلی در این میان، واقعاً کجاست؟

دکتر علیرضا نوری‌زادهدر این‏که جمهوری اسلامی با این کشورها از در صفا و دوستی درنیامده، تردیدی نیست. در عین حال، آن طرف هم با ادعای مالکیت سه جزیره‏ی ایرانی ابوموسی و تنب بزرگ و کوچک، هیچ‏گاه نگذاشت این روابط دارای دوستی صادقانه‏ای بشود. تنها در دوران آقای خاتمی بود که مشاهده کردیم دیپلماسی ایران خیلی شفاف بود و آن‏ها هم شفافیت نشان دادند. برای نمونه، زمانی که امارات از نشست سران شورای همکاری‏های خلیج فارس ایراد گرفت که چرا به مسئله‏ی جزایر توجه نمی‏کنند، وزیر کشور عربستان سعودی اعلام کرد، «ما به خاطر اختلاف مرزی شما، حاضر نیستیم که دوستی مانند ایران را از دست بدهیم». در آن مقطع، عربستان درها را باز کرد، هزاران تاجر ایرانی به عربستان رفتند، ده‏ها نمایشگا کالا برپا کردند، روابط ایران با کویت بسیار نزدیک شد.

این‏ها نشان می‏دهد که اگر دو طرف حسن نیت داشته باشند، می‏شود بر این سوءتفاهم‏ها غلبه کرد. اما متأسفانه جمهوری اسلامی، حداقل سپاه و بخشی از دستگاه امنیتی، برنامه‏ی دیگری دارد. اهداف آن‏ها چیز دیگری است و حتی اگر دولت بخواهد در سیاست خارجی‏اش واقع‏گرایانه عمل کند، آن‏ها دارای اهداف خودشان هستند.
این است که الان دولت بحرین مدارک و دلایلی ارائه کرده، مبنی بر این‏که حتی سپاه در سوریه برای جوانان شیعه‏ی بحرینی که برای زیارت به سوریه می‏رفتند، دوره‏ی آموزشی گذاشته بوده است. یا در کویت، داستان دستگیری افرادی که چهار ایرانی هم در میان آن‏ها هستند و دوتن به اعدام محکوم شده‏اند، پیش آمده است.

سئوال بعدی من در همین مورد است؛ مسئله‏ی بحرین فرق می‏کند و دارای اقلیتی فارسی‏زبان است که ممکن است حساسیت جمهوری اسلامی به بحرین، به خاطر این قضیه و جمعیت شیعه‏ای که دارد، باشد. در ارتباط با کویت نظرتان چیست؟ ایران متهم شده که در کویت هم دارد شیطنت‏هایی می‏کند.

تاریخ روابط ایران و کویت را که نگاه کنیم، جمهوری اسلامی در مورد کویت کار وسیع‏تری کرده است. از جمله سوءقصد به جان امیر کویت و اعتراف افرادی که دستگیر شده‏اند به این‏که در ایران آموزش دیده‏اند، ربودن دو هواپیمای کویتی به ایران و بعد به بیروت و داستان کشته شدن یک شهروند در آن، ایرانیانی که به دفعات در کویت دستگیر شده‏اند، یا ماجرای "خُبر" در عربستان که تمام مواد منفجره از کویت و توسط افرادی که در ایران بودند، به آن‏جا رفته بود.

این‏ها همه دست‏ به دست هم داد و دو کشور ایران و کویت، به‏ویژه قبل از پایان جنگ ایران و عراق چون کویتی‏ها به عراق کمک می‏کردند، روابط پرتنشی داشتند. اما بعداً روابط به طرف مصالحه و دوستی پیش رفت. باز می‏گویم، در دوران آقای خاتمی، روابط بسیار نزدیک شد. دولت کویت هم واقعاً سعی کرد این روابط را حفظ کند. شیخ ناصر، نخست‏وزیر کویت، چون ۱۲ سال از عمرش را در ایران گذرانده بود و به فرهنگ و تمدن ایران بسیار دلبسته بود و زبان فارسی را صحبت می‏کرد، تسهیلات زیادی به ایرانی‏ها داد و آن‏ها در کویت واقعاً آزادانه فعالیت می‏کردند.

بنابراین کویتی‏ها خیلی برای‏شان سنگین بود، وقتی این جاسوس‏ها را گرفتند و دیدند این‏ها توانسته‏اند چندتا از نظامیان کویتی را هم به دام بیاندازند و از تأسیسات نظامی کویت و همین‏طور حضور امریکایی‏ها فیلم‏برداری و عکس‏برداری کنند. یکی از کارکنان سفارت ایران هم با آن‏ها در ارتباط بوده است. افشای این مسائل برای کویتی‏ها خیلی سنگین بوده و یک‏باره فضا را به شدت علیه جمهوری اسلامی تغییر داد. مطالب روزنامه‏ها، تلویزیون‏ها، وکلای مجلس و… ناگهان چنان علیه ایران شد که باورکردنی نیست. یعنی دوباره برگشتیم به سال‏های جنگ ایران و عراق.شاید دقیقاً به همین دلایلی که شما اشاره کردید، جمهوری اسلامی گفته است این قضیه‏ی جاسوسی در کویت، اصلاً یک توطئه‏ی از پیش طراحی شده است. ارزیابی شما چیست؟

شما تا به‏حال کجا دیده‏اید که جمهوری اسلامی مسئولیت‏های‏اش را بپذیرد. ما تا به حال ندیده‏ایم که رژیم ایران مسئولیت‏پذیری کند. ولی بعد به نوعی خودشان را لو داده‏اند. مثلاً بعداً که روابط حسنه‏تر شده یا مشکلات حل شده، یک‏باره جمهوری اسلامی آزادی فلان زندانی را خواستار شده که در ارتباط با این قضایا دستگیر شده است.

کویت، بحرین، کمی آن‏سوتر سوریه و لیبی؛ اوضاع منطقه به‏نظر می‏رسد که خیلی به نفع ایران پیش نمی‏رود. از سویی هم گفته می‏شود این شرایط می‏تواند به نفع ایران باشد. نظر شما چیست؟

من به هیچ وجه ماجرا را به نفع ایران نمی‏دانم. به اعتقاد من لیبی یک نقطه‏ی تحول بود. آن‏چه بر سر رژیم قذافی آمد، زنگ خطری برای جمهوری اسلامی بود. یعنی این‏ها تصور نمی‏کردند بعد از ماجرای عراق و افغانستان کار به جایی برسد که کشورهای غربی در جایی مداخله کنند. اما حالا حتی وقتی خانم کلینتون راجع به سوریه صحبت می‏کند و می‏گوید در آن‏جا وضع فرق می‏کند و ما قصد مداخله نداریم، راه را باز می‏گذارد و در پایان اشاره می‏کند که «البته هر شرایطی ممکن است راه‏حل‏های خاص خود را بخواهد. حالا نمی‏دانیم چه پیش می‏‏آید. باید منتظر شد».

این‏ها همه برای جمهوری اسلامی نگران کننده است. یعنی دیگر داستان چهاردیواری و اختیاری و این‏که می‏توانند همه را بزنند و بکشند، تمام شد. دیگر کشورها چهاردیواری و اختیاری نیست. جهان نظارت می‏کند و جمهوری اسلامی از این بابت بسیار نگران است

April 4, 2011 01:15 PM







advertise at nourizadeh . com