October 28, 2011

یکهفته با خبر

KAYHAN-1.jpg

سه ‌شنبه 18 تا جمعه 21 اکتبر-11

سرهنگ پر، دکتر مضطر، سید علی در اندیشه روز آخر

در نگاه به فصل خونین پایانی معمر ، به سه تن می‌اندیشم . نخست به آن بانوی بزرگواری که هنوز هم پس از 32 سال ، نام برادر که می‌آید یک چشمه اشک از دیده و دلش جاری میشود . رباب بانوی صدر را میگویم . سرهنگ مجنون لیبی با ربودن او ، لبنان را از داشتن رهبری دینی و فرزانه که محال بود به حسن نصرالله ها مجال ظهور و شلنگ تخته اندازی ، بدهد ، محروم ساخت . از آن بدتر ملت بزرگ و سرفراز مارا که اگر امام موسی صدر بود هرگز عبای ولایت روح الله مصطفوی را بر سر نمیکشید ، به چنگ کسانی سپرد که آن بزرگ را با 50 موشک سکاد ـ بی تاخت زدند . رباب خانم آرزو داشت قذافی دستگیر شود تا شاید اقرار کند با امام موسی و دو همراهش شیخ محمد یعقوب و عباس بدرالدین چه کرده است .

می‌دانم حالا او نیز اندک‌اندک می‌پذیرد که دیدار با آقا به قیامت افتاده است. چقدر داماد امام صدر و خواهرزاده‌اش مهدی فیروزان در مصاحبه‌ای که پس از شروع جنبش مردم لیبی منتشر شد اظهار امیدواری کرده بود که امام باز گردد اما ...
موسی کوسه وزیر خارجه و رئیس اطلاعات سرهنگ گفته بود امام مدتها زنده بود . در واقع روزی که رفیق دوست موشکهای اسکاد بی را مجانی از قذافی گرفت حکم قتل امام صادر شد چون دیگر کسی برای آن وجود شریف بهائی قائل نبود.
به بشارالاسد می‌اندیشم که با دیدن چهره خون‌آلود سرهنگ، لابد از وحشت به اسما همسرش نگریسته و تا بامدان به خود می‌پیچیده است .
به سید علی آقا فکر می‌کنم که در خیمه سرهنگ کبابا لذیذا و شابا زهورا را نوش جان کرده بود و از حضور دختران دست چین شده گارد سرهنگ دل و دیده انباشته بود . حالا اما سرهنگ به بچه‌هایی که از لوله فاضلاب بیرونش کشیده‌اند التماس می‌کند که مرا نکشید اما دو گلوله به زندگیش پایان داده بود.
صدام را از سوراخی آمریکائیها بیرون کشیدند و یک سال و اندی مجالش دادند در دادگاه مانوور بدهد اما سرهنگ بخت آن نیافت که گوشۀ دیگری از نمایشات جنون‌ آمیز خود را عرضه کند
برایش نوشته بودم:

سرهنگ مرگ و خون
سرهنگ گاردهای مؤنث
اسطورۀ جنون
مانند شیر می‌غرّد ، در
سوراخ موش.
دیروز بود وقتی،
با دستهای خونی
تاریخ میهنش را
از عشق و از ترانه تهی کرد
در ریگزار لیبی
از مغز دشمنانش
دیوار ساخت
دار و ندار ملت دربند خویش را
یکجا برای ماندن ، باخت
***
ما کودکان ساده بعد از جنگ
ما عاشقان ناصر و نکرومه
دلبستۀ جناب معمر
بر جرم و بر جنایت او،
چل سال چشم بستیم
آزادی و عدالت را
با سنگ انقلاب شکستیم
دیوانه‌ای نماد رهائی شد
و با جنون خود
در چشم‌های افریقا
فرمانروا به عرش خدائی شد
یک روز استالین
روزی دگر مائو
منزل‌نشین سینۀ ما بود
مشتی شعار بی معنی
مفهوم عشق و کینۀ ما بود
***
اینک
درهای قصر فرعونی
با چوب و چنگ شکسته‌ست
بر تخت قدرتش
نفرین جاودانۀ تاریخ
در انتظار نشسته‌ست

2ـ ملک الملوک افریقا، رئیس رؤسای عرب

سرهنگ معمر محمد قذافی در ژوئن ۱۹۴۲ در یکی از روستاهای سرت، جایی که پایان زندگیش رقم زده شد، به دنیا آمد. او وابسته به قبایلی چندشاخه بود که در مرکز و غرب و شرق لیبی حضور دارند. قذافی در کالج نظامی یونان و انگلستان درس خواند و جزء افسرانی بود که ملک ادریس سنوسی، آخرین پادشاه لیبی که قصد اصلاحات داشت، آنان را به خارج فرستاد. قذافی در بازگشت به لیبی تحت تأثیر اندیشه قومیت عربی یا ناسیونالیسمی که جمال عبدالناصر در مصر نماد اصلی آن بود، با عده‌ای از افسرانی که هم‌درجه او بودند یک شورای مخفی برای خود درست کرد...
این‌ها در سال ۱۹۶۹ موفق شدند با مجموعه‌ای حدود ۳۰۰ افسر که تعدادی از آنها در داخل طرابلس و بعضی در بنغازی بودند، اعلام انقلاب کنند. پادشاه در آن زمان از کشور خارج شده بود و تقریباً با او محترمانه رفتار شد. قذافی با شور انقلابی، سوسیالیسم عربی و اندیشه عبدالناصر به میدان آمد و در ابتدا بسیار محبوب بود. فضای پایانی دهه ۶۰ میلادی فضایی بود که از امثال قذافی‌ها استقبال می‌کرد. نکته مهمی که درباره این مرد باید بگویم غیرقابل پیش‌بینی بودن او است. رفتار او منطقی نداشت، ولی برای توده‌های عرب مدتی نماد یک قهرمان بود و کشور ثروتمندی داشت و پول می‌داد و روزنامه‌ها را می‌خرید.
طرح او به‌عنوان «کتاب سبز» یک ایدئولوژی جدید در برابر مارکسیسم و قومیت عربی بود. با مرگ ناصر و تغییر مسیر سیاست عربی، او در زمینه قومیت عربی دچار سرگیجه و اندوه شد و با «کتاب سبز» به میدان آمدبا این ادعا که این کتاب پاسخ به تمام مشکلات بشری است. در طول این سال‌ها آقای قذافی خود را امین‌الرؤسا، شیخ‌الرؤسای عرب و ملک‌الملوک یعنی پادشاه پادشاهان آفریقا معرفی می‌کرد و خود را القائد‌الاممی یعنی رهبر جهانی می‌دانست. رفتار و عملکرد او و کیسه پر پولش که آماده بود به پای مزدوران ریخته شود، همچنین گاردهای زن او که همه جا دنبالش می‌آمدند و فرزندانش دراین سال‌های اخیر باعث شده بود به این انسان یک وجه متفاوت از رهبران دیگر بدهد. هیچ یک از کارهای او منطقی به نظر نمی‌رسید. آدمی که میلیارد‌ها دلار خرج کرد تا سلاح هسته‌ای بسازد، بعد از سرنگونی صدام وقتی حس کرد دوره قلدری تمام شده دست‌ها را بالا برد و تمام تجهیزات اتمی لیبی را به آمریکا و بریتانیا تقدیم کرد و در زمینه‌های مختلف با غرب ساخت و خیالش راحت بود که مشکلات حل شده و او می‌تواند بعد از ۷۰ سالگی بنشیند و شبیه سلطان یا خلیفه دستورالعمل صادر و به دیگران توصیه کند.
معمر قذافی از دو همسر خود یعنی خانم فتحیه نوری و صفیه فرکاش۱۰ فرزند داشت. یک دختر به نام عایشه که حقوقدان است و قبلا به همراه یکی از برادرانش به الجزایر رفت. سیف‌الاسلام قذافی معروف‌ترین فرزند قذافی بود که در کار سیاسی فعال بود و مدرک دکترا از مدرسه عالی اقتصاد و علوم سیاسی لندن دارد. در واقع قذافی داشت برای ولایت‌عهدی او زمینه‌سازی می‌کرد.
سیف‌الاسلام شخصیت قابل تأملی بود. اما اکنون خبری از او در دست نیست و به نظر می‌رسد زود‌تر از این که انقلابیون اورا نیز مثل معتصم برادرش بر تُشکی در قصابخانه شهر سرت به نمایش گذارند از کشور خارج شده و به نیجر رفته باشد. خمیس و معتصم بالله نیز در جریان جنگ داخلی به قتل رسیده‌اند و محمد فرزند نخستش که آلوده به فساد و جنایت نبود همراه زن پدر و خواهر ناتنی‌اش در الجزایر است... الساعدی فوتبالیست و هانیبال عیاش با زن لبنانی‌اش که ملکه زیبائی این کشور بود در حال حاضر پنهانند. سرهنگ مجنون که بیش از 50 هزار تن از مردم لیبی و هزاران غیر لیبیائی را طی 42 سال به قتل رسانده بود سرانجام خود نمادی از درستی قول پیر قبادیانی شد که، ای کشته که‌را کشتی ...؟


شنبه 22 تا دوشنبه 24 اکتبر
یک‌سال پس از آغاز بهار عربی
جنبشی که از آن با عنوان «بهار عرب» یا «انقلاب عربی» یاد می‌کنند از ایران آغاز شد. دو سال و نیم پیش مردم ایران در اعتراض شان به نتیجۀ انتخابات ریاست جمهوری دهم به مردمان منطقه یاد دادند که چگونه می‌توان دیکتاتوری‌های حاکم را به چالش کشید. تمام فعالان و دست اندرکاران جنبش‌های اعتراضی جهان عرب در مصر، سوریه، تونس و دیگر جاها همگی می‌گویند که جنبش سبز در ایران برای آنان درس عبرتی بود. به این معنا که در عین الهام گرفتن از این جنبش از اشتباهاتش نیز درس گرفتند. یکی از این اشتباهات این بود که رهبری جنبش سبز، به گفته خیلی از دوستان عرب و فعالان جنبشهای اخیر ، در مقابل نظام حاکم کوتاه آمد، در حالی که دیگر وقت و جای کوتاه آمدن نبود.
در جهان عرب اما با جنبش‌هایی روبرو بوده ایم که قصد عقب‌نشینی نداشته‌اند. مردم برای محقق کردن مطالباتی به خیابان‌ها آمده بودند و حاضر نبودند بدون دستیابی به آنها به خانه‌هایشان بازگردند. در مصر و تونس تغییرات سیاسی با سرعت بیشتر به تحقق رسید. زیرا، دیکتاتورهای هر دو کشور آدمخوارانی از نوع دیکتاتورهای لیبی و یمن و سوریه نبودند. در هر دو کشور ارتش نیز به مردم پیوست و در نتیجه تغییرات با سرعت بیشتر و هزینه‌های بمراتب کمتر صورت تحقق به خود گرفت. باید در این بین به مورد بحرین نیز اشاره کرد. در آنجا نیز مردم وسیعاً به میدان آمدند و آرزوهایشان در حال تحقق یافتن بود. اما، به دلایلی و به‌ویژه به‌دلیل دخالت های جمهوری اسلامی و خطای شماری از روحانیون شیعه در تغییر شعار اصلاحات به براندازی آل خلیفه، جنبش پشتیبانی از تغییر و اصلاحات سیاسی به اهدافش نرسید و سرکوب شد و در روند خود مسیر دیگری را پیش گرفت که متأسفانه مسیری به خطاست. زیرا در بحرین ملک حمد نخستین رهبر منطقه بود که ده سال پیش امارت مطلقه بحرین را به یک پادشاهی مشروطه تبدیل کرد. در لیبی و سوریه مردم تا پایان به مقاومت خود ادامه داده و می‌دهند، هر چند بدون مداخلۀ ناتو خونریزی و خشونت در لیبی می‌توانست همچنان طی ماهها به‌درازا بکشد. در سوریه اوضاع دشوارتر است. زیرا، طی چهار دهۀ اخیر رژیم دمشق نیروهایی را آموزش داده که کاملاً ذوب شده در ولایت رژیم بعث و خانوادۀ اسد هستند. با این حال، حتا در سوریه نیز ما شاهد انشقاق ودر هم شکستن بدنۀ ارتش هستیم. روز به روز بر شمار نظامیان فراری و پیوستن شان به صفوف مردم افزوده می‌شود و شکی نیست که در این بازی نیز بشار اسد در نهایت بازنده خواهد بود. یک سال بعد از بهار عرب، جنبش های اعتراضی در جهان عرب متوقف نشده اند و هنوز شاهد سرایت این جنبش به دیگر نقاط هستیم. ولی برخلاف برخی تصاویری که در محافل غربی ارائه می‌دهند، مسیر پیش رو مسیر نگران کننده‌ای نیست. وقتی راشد غنوشی رهبر حزب اسلامی النهضه در تونس می‌گوید که اگر به قدرت برسد نه به بیکینی کار دارد و نه به حجاب و هدفش صیانت از دولت غیرمذهبی و سکولار خواهد بود به خودی خود نشان می‌دهد که حتا افکار جریان‌های اسلامی نیز دچار تغییر و تحولات شگرف شده است...

October 28, 2011 05:39 PM







advertise at nourizadeh . com