May 19, 2012

رادیوزمانه

zamaneh-1.gif

اتحاد سیاسی کشورهای عرب خلیج فارس برای مقابله با ایران
343.jpg

گفت‌وگو با علیرضا نوری‌زاده
سراج‌الدین میردامادی
سراج‌الدین میردامادی - رهبران شورای همکاری خلیج فارس روز دوشنبه (چهاردهم ماه مه) در ریاض پایتخت عربستان سعودی دور هم جمع شدند تا درباره‏ راه‏های اتحاد با یکدیگر و هم‏سویی بیشتر به گفت‏وگو و بحث بنشینند.
در گفت‏وگویی با دکتر علیرضا نوری‏زاده، کارشناس مسائل خاورمیانه و دنیای عرب در این زمینه، از او پرسیدم:

چه علل و عواملی اعضای شورای همکاری خلیج فارس را به فکر این اتحاد و هماهنگی بیشتر انداخته است؟ و اگر این اتحاد تصویب بشود، در چه زمینه‏ هایی خواهد بود؟...

Download file

سی و دو سال پیش، بعد از انقلاب اسلامی ایران و شروع جنگ ایران و عراق، کشورهای حاشیه‏ خلیج فارس تصمیم گرفتند "شورای همکاری‏های کشورهای خلیج فارس" را تشکیل دهند تا همراه یکدیگر خطری را که از جنگ دو حریف نیرومند منطقه متوجه آن‏ها بود، به نوعی خنثی کنند.
این شورا در طول این مدت، شورای چندان موفقی نبوده؛ حتی اختلافاتی که بین بعضی از کشورهای عضو وجود دارد، از جمله اختلافات امارات با عربستان بر سر بعضی از نقاط مرزی، اختلافی که قطر با بحرین در رابطه با جزایر "حوار" داشت و همین‏طور اختلافاتی میان سلطان‌نشین عمان و ابوظبی (امارات)، هیچ‏کدام از طریق شورا حل نشد. این اختلافات یا در مذاکرات دوجانبه حل شد، یا در مورد بحرین و قطر، به دیوان داوری لاهه کشیده شد.
به این ترتیب، شورا نتوانست انتظاراتی را که مردم از او داشتند برآورده کند، جز در دو مورد. یک مورد زمان اشغال کویت بود که شورا خیلی سریع عمل کرد. در ارتباط با جنگ کویت، وقتی نیروهای صدام حسین وارد کویت شدند، شورا خیلی سریع وارد عمل شد. امیر کویت به عربستان رفت و در آنجا به او امکانات و پناه دادند و بعد عربستان زمینه‏ ورود نیروهای خارجی را فراهم کرد. بنابراین می‏توانم بگویم که در این یک مورد شورا موفق بود.
مورد دوم در رابطه با تصمیماتی بود که در مورد بازار مشترک و تشکیل یک بانک مرکزی مشترک گرفته شد که البته در این مورد ابوظبی تحفظاتی داشت و بیرون ایستاد و اعتراض کرد که چرا باید مرکز ریاض باشد و نه ابوظبی.
در موارد دیگر، سفر شهروندان این کشورها به یکدیگر با شناسنامه را هم نمی‏توان یک دست‏آورد بزرگ دانست.
اما الان قضیه فرق می‏کند. به این معنا که اولاً مسئله‏ امارات با ایران، بر سر جزایر ایرانی‏ی که امارات ادعای مالکیتش را دارد، جدی است. تهدیدهای جمهوری اسلامی و تهدیدهای مشترک امارات به این‏که مسئله را به مراجع بین‏ المللی می‏کشاند و نوعی حمایت ضمنی که بریتانیا و آمریکا از ادعاهای امارات دارند و در عین حال، هم‏دلی کشورهای شورا با امارات، جوانب دیگری به مسئله داده است.
ضمن این‏که در عراق هم حکومتی حاکم است که بعضی از این کشورها آن را دشمن می‏دانند، مثل بحرین و عربستان سعودی و این‏ها همه مسائلی هستند که دست به دست هم داده‏اند تا پادشاه سعودی این بحث را مطرح کند.

آقای نوری‏زاده، پرسش دقیقاً همین است که چرا نشست روز دوشنبه منجر به نتیجه نشد و بنا بر اظهار وزیر امور خارجه‏ عربستان، قرار شد جلسه‏ بعد در این زمینه، به شش ماه بعد موکول شود؟

هیچ کس انتظار نداشت که جلسه‏ روز دوشنبه به نتیجه‏ مطلق برسد. علت آن هم خیلی روشن است. وقتی مثلاً از سوی امارات متحده‏ عربی، معاون رییس دولت به نشست می‌رود که حاکم دبی و نخست‏ وزیر هم هست یا از طرف سلطان‌نشین عمان خود پادشاه نرفته است و پسر عموی خود را فرستاده، این‏ها نشان‏دهنده‏ آن است که درون خود این مجموعه هم نظرهای مختلفی نسبت به هرگونه نزدیکی بیشتر یا اتحاد وجود دارد و بنابراین امر ساده‏ای نیست.

در نهایت می‏توان گفت کشوری که اشتیاق دارد به نوعی این اتحاد، حداقل چیزی شبیه به اتحادیه ‏ی اروپا باشد و حتی هماهنگی در بعضی از مسائل مثل مسائل امنیتی و نظامی در آن، در حد بیشتری باشد، بحرین است. چون نیروهایی که به عنوان "سپر جزیره" وجود دارند، اکثریت‏شان مال عربستان سعودی هستند. مثلاً در بحرین، وقتی شورای همکاری‏ها تصمیم به ارسال نیرو برای کمک به یک عضو خود گرفت، عربستان نیروی اول را داشت. بعد از آن امارات و قطر بودند و کویت هم اکتفا کرد به ارسال چند فروند قایق‏ و ناوچه‏ نظامی برای حمایت از سواحل بحرین.

بنابراین الان بحرین، با توجه به این‏که خود را در خطر می‏بینید، علاق‏مند است که نقش شورا وسیع‏تر و بیشتر بشود و اگر نتواند شورا را قانع کند، طبیعتاً علاقه‏مند است به برادر بزرگ، یعنی عربستان سعودی، مراجعه کند که در همه‏ زمینه‏ ها بحرین را تحت حمایت بگیرد.
به ویژه این‏که با پُلی که بین عربستان و بحرین هست، دو کشور تقریباً با هم یکی شده‏اند و ارتباط زمینی برقرار کرده‏ اند و سعودی‏ها هم این وحشت را دارند که اگر یک تحول زیربنایی در بحرین رخ بدهد، دامنه‏ آن به منطقه‏ شرقی خواهد کشید که دقیقاً همان پل به آن‏جا وصل می‏شود؛ یعنی منطقه‏ شیعه‏نشین.

سراج‌الدین میردامادی :به مسئله‏ بحرین اشاره کردید. در این روزها موضوع الحاق یا اتحاد سیاسی عربستان و بحرین هم مطرح شده است. فارغ از این‏که چقدر راه‏کارهای عملی برای این اتحاد وجود داشته باشد، انگیزه‏ آن را به طور مشخص چه می‏دانید؟

به هیچ وجه بحرین نمی‏آید تابع سعودی بشود. یعنی وضع این کشور کوچک اجازه نمی‏دهد که چنین اتفاقی بیافتد. ضمن این‏که در عین حال، سعودی‏ها هم نمی‏خواهند حداقل در ظاهر، نشان بدهند که اشغال‏گر بحرین هستند، یا از نفوذ و قدرت خودشان استفاده کنند که بحرین را به یک تبعه یا تابعه تبدیل کنند. به همین خاطر چنین اتفاقی نخواهد افتاد.

نوری زاده : در واقع، ملک حمد پادشاه بحرین بسیار نگران است. بحرین، همان‏طور که گفتم، کشور خیلی کوچکی است. تظاهرات و شلوغی‏هایی که در روستاهای شیعه‏ نشین رخ می‏دهد، کشور را مختل می‏کند و بنابراین خیلی نگرانند و از این ترس دارند که یک‏باره این حرکت از قُراء و دهکده‏های شیعه‏نشین و بخش‏های حومه‏ ی منامه و مُحَرق امتداد پیدا کند و بکشد به داخل شهر. کما این‏که یک‏بار این اتفاق افتاد و تمام منطقه‏ تجارتی و منطقه‏ معروف به "سفارات" که سفارت‏خانه‏ های خارجی در آن‏جا قرار دارند، تعطیل شد و کسانی که در آن منطقه بودند، به صورت اسیر درآمدند تا زمانی که پلیس مداخله کرد و محاصره را شکست.
بحرین تابع عربستان سعودی نمی‌شود. وضع این کشور کوچک اجازه نمی‏دهد که چنین اتفاقی بیافتد. ضمن این‏که سعودی‏ها هم نمی‏خواهند نشان بدهند که اشغال‏گر بحرین هستند
قصر پادشاه در داخل شهر است. هر لحظه ممکن است یک جمعیت هزار نفری بریزد توی قصر. این است که بحرین نگران است. نیرویی که سعودی‏ها فرستاده‏ اند، هزار نفر است. این نیرو به اتفاق ۲۰۰-۳۰۰ نفر از نیروهای قطری و اماراتی، مراکز مهم را حمایت می‏‏کنند. در نتیجه، نیروی پلیس و ارتش کوچک بحرین فرصت دارند که با شیعیان مخالف، مقابله کنند.
الان بحرینی‏ها می‏خواهند که حضور عربستان در آن‏جا تثبیت بشود، بدون این‏که استقلال خودشان را از دست بدهند و معتقند این امر باعث خواهد شد که جمهوری اسلامی در سیاست‏های خودش تجدید‏نظر کند.

فکر می‏کنید که در بین اعضای شورای همکاری خلیج فارس زمینه‏ ایجاد یک ارتش یا قوای نظامی مشترک وجود دارد یا نه؟

بله، این زمینه وجود دارد. الان هم چون نیروهای سپر جزیره وجود دارد، می‏تواند شکل تکامل ‏یافته ‏تری از آن تبدیل بشود به یک نیروی مشترک کامل یا نیروهای سپر جزیره یکی هستند، ولی این نیروهای مشترک هنوز به آن درجه که یک ارتش واحد باشند، نرسیده‏اند. ولی این یکی از مسائلی است که می‏تواند حداقل بین بعضی از این کشورها، از جمله کویت، عربستان، قطر، بحرین و تا حدی امارات، توافقی به وجود بیاورد.
آیا در حمله‏ احتمالی به ایران، ممکن است چنین قوای مشترک کشورهای همکاری حوزه‏ خلیج فارس، حداقل برای پشتیبانی نیروهای حمله کننده استفاده بشوند یا نه؟
تصور نمی‏کنم. سعودی‏ها بارها اعلام کرده‏اند که محال است اجازه بدهند از عربستان سعودی برای حمله به ایران استفاده بشود. اما فراموش نکنیم که ناوگان امریکا در بحرین است، بزرگ‏ترین پایگاه هوایی امریکا در قطر است. اگر چنین تصوری را بکنیم و اگر امریکایی‏ها چنین فکری را داشته باشند، طبیعی است که حداقل از قطر و بحرین استفاده خواهند کرد و این می‏تواند واکنش ایران را به دنبال داشته باشد و سعودی‏ها از این واکنش نگرانند. چون بیشترین تأسیسات نفتی و صنعتی و بخشی از تأسیسات نظامی‏شان در تیررس موشک‏های ایرانی است.


May 19, 2012 03:04 AM







advertise at nourizadeh . com