May 09, 2008

یکهفته با خبر

Kayhan-New.jpg

... خداوندا نگه دار از زوالش

سه ‌شنبه 29 آوریل تا جمعه 2 مه
همدلی از همزبانی بهتر است
1ـ فرقی نمی‌کند، بهتر است و یا خوشتر است، این را در این سه چهار روزی که برای شرکت در سومین نشست سالیانه Arab Broad Casting Forum در ابوظبی هستم بهتر از هر زمان و به وجه ملموس حس می‌کنم. در هتل «قصر الامارات» هستیم و جلسات نیز از بامداد تا شام در همین هتل برگذار می‌شود که حقاً در جهان نمونه است. نه فقط به خاطر زیبائی‌اش بلکه از این رو که از این سو تا آن سوی هتل نیمساعت راه است و من در عجب بودم که سران کشورهای حاشیه خلیج فارس که منهای پادشاه بحرین بقیه٬ کیلومتر شمار عمر را چند بار صفر کرده‌اند، چگونه از سوئیت‌های خود در جناح غربی هتل به سالن کنفرانس سران در میانه قصر الامارات در آمد و شد بودند.

May 02, 2008

یکهفته با خبر

Kayhan-New.jpg

... قبول کرد به‌ جان هر سخن که جانان گفت

سه ‌شنبه 22 تا جمعه 25 آوریل
پیشدرآمد: من اکبر گنجی را انسان صادقی می‌دانم که در روزهای درد و رنجش بسیاری از ما خواب راحت نداشتیم. روزی که تصویر تکیده او چند هفته پس از اعتصاب غذایش منتشر شد، چنان بغضی مرا گرفت که در برابر دوربین تلویزیون بی ‌اختیار گریستم. از آن زمان که او در ایران و من در این سوی جهان دور از خانه پدری در پی کشف زوایای تاریکخانه امنیتی سید علی آقا برآمدیم، رشته ‌ای ناپیدا ما را به هم پیوند می ‌داد. چنین بود که به دیدنش سرشار شوق شدم که پیش از آن تماس ما از چند مکالمه کوتاه تلفنی افزون نبود.

April 25, 2008

یکهفته با خبر

Kayhan-New.jpg

بر سر تربت ما چون گذری همت خواه!

سه ‌شنبه 15 تا جمعه 18 آوریل
پیشدرآمد: بزرگ بود اما از اهالی امروز نبود، چنانکه در آن روزهای شعار و نفاق، روزهای ذوب شدن در موج پوپولیسم مذهبی، با آنکه به علت آشنائی‌ها و نان دادن دیرسال خاندانش به علمای ریز و درشت، اگر رو به بیعت خمینی می‌کرد بر صدر می‌نشست و قدر می‌دید و به احتمال بسیار در کابینه انقلاب جائی والا از آن او می‌شد، امّا سر از عهد دوستی بر نتافت، و مرغ توفان را تنها نگذاشت. عبدالرحمن خان برومند را می‌گویم، نمونه‌ای از یک اشراف‌زاده آزادمنش ملی که در سلسله جوانان عاشق خانه پدری بعد از جنگ جهانی دوم ـ همان سلسله‌ای که در آن هم مخالفان پهلوی دوم و هم و موافقانش خط قرمز‌های ثابتی داشتند که عبور از آن محال بود، دزد نبودند، به نوکری اجنبی سر نمی‌سپردند، ایران کعبه آنها بود به سنت‌ها و ارزش‌های اخلاقی سخت پایبند بودند، هرگز حاضر نمی‌شدند برای دستمال طمع‌کاری‌ها و مصالح شخصی و آنی، قیصریه وطن را به آتش کشند ـ جای ویژه‌ای داشت.

April 18, 2008

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق...

Kayhan-New.jpg

سه‌شنبه 7 تا جمعه 10 آوریل

دیدی که خون ناحق...
پیشدرآمد: سید ریاض هم سرانجام راهی همان جائی شد که دیروز قربانی نامدار خود را با دشنه و سپس گلوله به آنسو روانه کرده بود. وقتی خبر به قتل رسیدن او را شنیدم این پنج سال که از ظهور او در حرم حضرت علی می‌گذرد پیش چشمم به سرعت برق و باد گذشت. به آن روز شوم باز گشتم. و روایتی را باز خواندم که همکارم «معدفیاض» از آن روز برایم نقل کرد و بخشهائی را نیز در الشرق الاوسط نوشت. نخست گوشه‌ای از این روایت را باز می‌گویم و سپس به حادثه قتل ریاض النوری می‌پردازم.«نیروهای آمریکائی به سرعت به پیش می‌آمدند و تا بغداد چند منزلی بیش نمانده بود. نیروهای انگلیسی نیز هدف خود را شهرهای جنوبی شیعه نشین عراق قرار داده بودند. ماه آوریل یا به قول عربها نیسان فرا رسید و دیگر تردیدی به جا نمانده بود که نیروهای آمریکا و بریتانیا، تا چند روز دیگر سراسر عراق را زیر سلطه قرار خواهند داد...

April 04, 2008

در خرابات مغان نور خدا میبینم...

Kayhan-New.jpg

سه شنبه 25 تا جمعه 28 مارس

پیشدرآمد: کار دکتر عبدالکریم سروش در تبیین مفهوم وحی کار سترگی است، چنانکه کار استاد بزرگوار محمد مجتهد شبستری. (آن یکی اسم این را دزدیده است و در مقام امام جمعه تبریز و عضو خبرگان سید علی آقا نه فقط آبروی هر چه عمامه به سر را برده است بلکه چنان در ترویج جهل و خرافه شتاب دارد که به گمان من حتی از ملاحسنی و دستغیب و مشکینی ـ که خدا را سپاس این دو اینک در برابر حضرت حق چنانکه مدعی بودند مکافات اعمال خود را پس میدهند... (البته من بر این باورم که تکلیف بهشت و دوزخ ما همینجا روشن میشود و جهان دار مکافات است ـ) جلو زده است...

March 28, 2008

یکهفته با خبر

Kayhan-New.jpg

خيز وغنيمت شمار مقدم باد بهار

از سه ‌شنبه 17 تا دوشنبه 24 مارس

پیشدرآمد: آقای رحمانف رئیس جمهوری تاجیکستان جلوه‌ای (البته بسیار محدودتر و فقیرانه ‌تر) از مراسم سلام در دوران خوش استبداد را در دیدگان آزرده و غمگین ما می ‌نشاند که دلمان برای نوروز تنگ شده، نوروز ترانه‌های شاد، آتش کوچه‌های گمشده و خودباخته زیر هجوم آپارتمانهائی که ناطق نوری چهارصد تای آن را دارد و اخ الزوجه آقا به روایتی هزارتایش را، رحمانف در دوشنبه اعضای دولت، بزرگان کشور، نمایندگان مردم، سفرای خارجی را به حضور می‌پذیرد و لابد سکه‌ای که تصویر حضرت فردوسی یا جناب رودکی روی آن نقش بسته است به ‌رسم عیدی به آنها می‌دهد.

March 14, 2008

يكهفته با خبر

Kayhan-New.jpg

خیز و در کاسه زرآب طربناک انداز!

سه ‌شنبه 4 تا دوشنبه 10 مارس
چالش بزرگ دگراندیشان نگفتم روشنفکران تا مبادا خدای ناکرده متولیان روشنفکری در فرنگ و در ایران که علی‌رغم اشتباهات گاه در حد جنایت در حق مردم ایران هنوز هم مرغشان یک پا دارد و اگر زبان گشائی که پدرجان در روزگار خوش استبداد آن پسر (عمر بعضی‌شان البته به پدر هم می‌رسد) حداقل کسی دهانمان را نمی‌بوئید مبادا گفته باشیم دوستت دارم، یقه‌ات را می‌گیرند که بله سلطنت‌طلب و پهلوی چی شده‌ای و نباید عملکرد ضد بشری این رژیم باعث شود عملکرد کمتر ضدبشری آن رژیم را از یاد ببری؛ خط کش از کیسه در آورند و بخواهند میزان روشنفکری‌ات را اندازه بگیرند.

March 07, 2008

یکهفته با خبر

Kayhan-New.jpg

شرمنده رهروی که عمل بر مجاز کرد

سه ‌شنبه 26 تا جمعه 29 فوریه

پیشدرآمد: گو اینکه روایتی که می ‌آید در اغلب متون تاریخ قاجار در باب میرزا آقاخان صدراعظم نوری یکی از مظاهر خیانت و فساد و پشت هم اندازی در دو قرن اخیر، رفیق شخصی مهدعلیا و ستر کبری مادر ناصرالدین شاه، و از توطئه ‌گران اصلی علیه میرزا تقی خان امیرکبیر و زمینه سازان قتل ناجوانمردانه او در حمام فین کاشان، نقل شده است، اما من بدبین گمانم که مضمون این روایت منهای ریش انبوه میرزا، درباره شیخ علی اکبر بهرمانی ملقب به هاشمی رفسنجانی بیشتر صدق می‌کند. از میرزا نقل است که اگر لازم شد سر مبارکمان را به ما تحت خر فرو می‌کنیم، بعد هم سر و رو را می‌شوئیم و به ریشمان گلاب می‌زنیم، احدی نمی‌فهمد چکار کرده‌ایم...

February 29, 2008

یکهفته با خبر

Kayhan-New.jpg

از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه...

سه شنبه 19 تا جمعه 22 فوریه
غربت بی عزیزالله خان
پیشدرآمد: در این سه دهه پذیرفته بودیم اگر تولدی، عروسی، و یا مرگی در جمعمان رخ میدهد، کسی را داریم که تنهایمان نمیگذارد، مثل پدر و برادر بزرگ در کنار ما است. اگر پایمان به بیمارستان بکشد او حتی زودتر از نزدیکترین فرد خانواده مان، بالای سر ما حاضر است. عزیزالله خان حتی آن لحظاتی که فریاد میزد و لهجه دلنشین اصفهانی او به غضب میآمیخت، باز هم مظهر مهربانی و صفا بود. همه گاه او را که میدیدم از همان سپتامبر 1979 که گذرنامه سیاوش خورشیدی و علی زائرزاده را از پاریس آورد و به من داد تا ویزای انگلیس آنها را درست کنم (و بعد هر سه به ایران بازگشتیم تا یک سال دیگر هر کدام به رنجی و دردی خانه پدری را بدرود گوئیم) عزیزالله خان برادر بزرگی شد که هرگز نداشته ام. رفتم و بار دیگر که از خانه پدری آمدم او نماینده نهضت مقاومت ملی در لندن بود با دفتری در کوئینزوی که روز و شب از آدم پر بود.

February 22, 2008

یکهفته با خبر

Kayhan-New.jpg

... که این معامله تا صبحدم نخواهد ماند.

سه ‌شنبه 12 تا دوشنبه 18 فوریه

جنایتکاری که شهید می‌شود
من عماد فایز مغنیه را در همان هفته‌های نخست انقلاب در کنار محمد منتظری دیده بودم و زمانی که محمد صادق العبادی به دفتر امید ایران آمد و خواهش کرد او را در انتشار مجله «الشهید» به زبان عربی کمک کنم یکبار دیگر عماد را دیدم. سیاوش خورشیدی که معاون فنی من بود چنان ذوقی در صفحه ‌بندی نشان داد (البته معرفت و آزادمنشی او نیز عاملی شد که با من باشد. مفتح به اطلاعات آمد و ساواکی‌ها و حقوق بگیران رژیم پیشین نعلین او را جفت کردند و برای حفظ بیضه اسلام دستمال ابریشمی در دست گرفتند، و من از این فضا بیزار بودم به همین دلیل همراه با سیروس و فروزان و مرادی و باستانی و چند آزاده دیگر بیرون زدیم. خورشیدی می‌توانست بماند اما با زائرزاده و البته داریوش نظری که واژگانش به قلب استبداد می‌زد بیرون زد و با هم رحل اقامت در «امید ایران» افکندیم ـ) که نیمی از مجلات ماههای اول انقلاب در صفحه‌ بندی تقلیدش می‌کردند. به سیاوش گفتم حاضری مجله الشهید را صفحه ‌بندی کنی؟ لحظه ‌ای کوتاه نگاهم کرد و چون «آری» را در نگاهم دید پذیرفت مجله ‌ای را که سنگ معمر قذافی به سینه می ‌زد و محمد منتظری را جانشین بلافصل صلاح‌ الدین ایوبی می‌دانست، صفحه ‌‌بندی کند.

February 15, 2008

یکهفته با خبر

Kayhan-New.jpg

خرّم آن روز کزین مرحله بربندم بار...

سه ‌شنبه 5 تا جمعه 8 فوریه
پیشدرآمد: بعد از 29 سال، هنوز گرفتار پیچ انقلابیم. در واقع چندین نسل است که ما گرفتار این پیچ شده‌ایم. از همان فردای مشروطیت... سردبیر در بازخوانی سرنوشت آل مطبوعات در سرزمینمان، مثالهای جاندار و روشنی آورده است... وقتی من به عنوان روزنامه‌ نگاری که می‌پنداشت انقلاب حادثه‌ای میمون و مبارک است و چون در روزگار جوانی می‌دید نمادهای نامدار فرهنگ و سیاست و هنر و اقتصاد و... در کنار اهالی منبر و حوزه دل و دین در گرو عشق به انقلاب داده‌اند حداقل تا روز روی کار آمدن زنده یاد دکتر شاپور بختیار، سر در پی چهره‌هائی گذاشته بود که هر یک در عرصه تاریخ خود را پهلوانی می‌پنداشتند.

February 08, 2008

یکهفته با خبر

Kayhan-New.jpg

زاهد غرور داشت سلامت نبرد راه...

سه شنبه 29 ژانویه تا دوشنبه 4 فوریه
پیشدرآمد: در سفرم. بار دیگر در ینگی دنیا، صبح امروز هم سخنی با استاد دکتر صدرالدین الهی بامدادم را روشن کرد و پس از آن گپی جانانه حسین حجازی مدیر رادیوی (670 AM) با من داشت در باب اپوزیسیون، انتخابات، یأسی که کمکم نه فقط داخل را که خارج را هم فرا میگیرد. من البته همچنان ایمان دارم که حکومت جهل و جور و فساد سید علی آقا در سرازیری پرشتابی به سوی زوال مطلق میرود. اگر چنین نبود حصار خودیها آنچنان تنگ نمیشد که بروتوس خرم آبادی حاج شیخ مهدی کروبی نیز علیرغم خنجر زدن بر شانه هم سفران سیاسی اش، فریادش به آسمان برخیزد که جناب آقای رهبر، این استخوان که جلویم پرتاب کردی فقط شندره دارد و گوشتهایش را حضرت آقا مصطفی پورمحمدی و سردار مربوطه اش علیرضا خان افشار جدا کرده اند.

February 01, 2008

یکهفته با خبر

Kayhan-New.jpg

... هر آنچه ناصح مشفق بگویدت بپذیر!

سه شنبه 22 تا جمعه 25 ژانویه
پیشدرآمد: اکبر گنجی در آخرین نوشته خود (گویا نیوز) در توضیح پیرامون گفتگویش با شماری از ایرانیان در دانشگاه تورنتو که شبهاتی را ایجاد کرده است، توضیحاتی داده که نه تنها این شبهات را برطرف نکرده بلکه حداقل در یک مورد ابعاد آن را گسترده تر کرده به گونه ای که میتواند خیلیها را که چون من به صداقت گنجی و صفای ظاهر و باطن او ایمان دارم به نگرانی دچار کند و آنها را که از ابتدا نسبت به این نویسنده رنج کشیده مبارز، سوءنظر داشتند با اهل ولایت فقیه که امروز ترور شخصیت او را با ریموت کنترل دنبال میکنند در یک جبهه قرار دهد.

January 25, 2008

یکهفته با خبر

Kayhan-New.jpg

جهان و کار جهان جمله هیچ در هیچ است...

سه شنبه 15 تا جمعه 18 ژانویه

پیشدرآمد: بدون تردید انتشار گزارش 16 سازمان اطلاعاتی آمریکا درباره برنامه اتمی ایران به این دلیل که از شدت خطر رویاروئی نظامی بین دو کشور کاست، همه ما را که نگران عملیات نظامی تقریباً قطعی شده آمریکا و اسرائیل علیه ایران بودیم شادمان کرد. (در این مورد تنها مجاهدین و دو سه گروه دخیل بسته به محافظهکاران جدید در آمریکا و شماری از هموطنان به فغان آمده که رهائی از شر رژیم جهل و جور و فساد را بدون مداخله نظامی آمریکا غیرممکن میدانند، سخت از گزارش یکه خوردند و ناگهان قصر حبابین رویاهاشان ترکید). اما در عین حال میلیونها تن از هموطنان ما در داخل و خارج از کشور، گزارش مورد اشاره را یک ارزیابی علمی و دقیق از سوی سازمانهای اطلاعاتی غرب (که از تعداد عطسه های سیدعلی آقا قبل و بعد از عمل عصرانه باخبرند) تلقی نکردند.

January 18, 2008

یکهفته با خبر

Kayhan-New.jpg

زاهد ایمن مشو از بازی غیرت زنهار!

سه ‌شنبه 8 تا جمعه 11 ژانویه
پیشدرآمد: دوست عزیزم «دکتر رضا حسین بر» برایم فیلمی را فرستاده که مثل هفته گذشته که قطع دست راست و پای چپ پنج جوان بلوچ به دستور جنایتکاری به نام ابراهیم نکونام رئیس دادگستری بلوچستان و شورای قضائی شرق کشور با رعایت اصول کامل شرعی و بهداشتی (دعای جوشن کبیر و ارّه برقی و اِتر) انجام گرفت، حال و روز مرا چنان کرد که اشک و درد رهایم نمی‌کرد، روزهای پایانی این هفته را نیز دردآلوده کرد.

January 11, 2008

یکهفته با خبر

Kayhan-New.jpg

... این همه نقش در آئینه اوهام افتاد

سه‌ شنبه 1 تا جمعه 4 ژانویه
پیشدرآمد: عادت کرده‌ام که نوشته‌ها را به ویژه اگر در همان سطرهای نخست به دلم نشیند، به سرعت بخوانم بی‌آن که در میان راه سخنی را نادیده بگیرم. شاید گرفتاری زیاد روزانه که طی چهاردهه زندگی کاریم روند صعودی داشته است، و ضرورت خواندن در کنار عشق به کتاب و روزنامه، شعر و قصه و تاریخ و سیاست و... نظام ذهنی مرا چنان تربیت کرده که می‌توانم کتابی را حداکثر در دو روز به پایان برم. با اینهمه کتاب «در تیررس حادثه» حمید شوکت که مروری بر زندگی احمد قوام ‌السلطنه است و زندگینامه عبدالحسین میرزا فرمانفرما به قلم دخترش مهرماه (رئیس) چنان در روزهای پایانی سال گذشته میلادی و ایام تعطیل مرا به خود مشغول داشت که حکایت همسفری من با این دو کتاب از ساعت و روز گذشت و به چند هفته رسید. در این میان کتاب ارزنده دوست و همکار قدیمی‌ام منصوره پیرنیا درباره زنده‌ یاد خانم دکتر فرخ‌ رو پارسا نیز رسید که روز مرا سه بخش کند.

January 04, 2008

یکهفته با خبر

Kayhan-New.jpg

گیسوی چنگ بّبرّید به مرگ میِ ناب...

سه‌شنبه 18 تا شنبه 29 دسامبر

پیشدرآمد: تصویر آنچنان پس از نیم قرن زنده است که هر بار «او» را می‌بینم و تصویر را در برابرش ازدیوار خاطره بر می‌دارم و فراروی یاد و نگاهش می‌نهم، برای ما باورکردنش سخت است که نیم قرن از آن شبی دور شده‌ایم که او همچون پریچه‌ای، پروانه‌وار بر دستها و شانه‌های پدر و برفراز آن همه صندلی که به روی هم چیده بودند، سبکبار پر می‌کشید... تئاتر نادر مشهد در بین مادر و پدر نشسته بودم، پنج ساله کودکی کنجکاو که به کودکستان مستوفی می‌رفت و حالا به پاس آنکه الفبا را یاد گرفته بود، پدر او را به دیدار دخترکی آورده بود که می‌گفتند مادر ندارد و پدرش که بازیگری از اهالی منزل شعبده و کمدی و اکروبات است، او را از پایتخت به دیار شاه خراسان آورده است تا در برابر چشمان حیرت‌زده پدر و مادرها و کودکانشان به روی صندلی وارونه بر دستهای پدر فراز شود و بعد میکرفن را کوتاه کنند تا هم قد او شود، آنگاه بخواند:

December 21, 2007

یکهفته با خبر

Kayhan-New.jpg

... اهل نظر معامله با آشنا کنند

سه شنبه 11 تا جمعه 14 دسامبر
پیشدرآمد: کنار گذاشته شدن سردار سرتیپ محمدباقر ذوالقدر قائم مقام وزیر کشور و معاون وی در امور امنیتی و انتظامی، حادثه ساده ای نبود. به اعتقاد من این ماجرا اهمیتی به مراتب بیشتر از واداشتن علی لاریجانی به استعفا از دبیری شورایعالی امنیت ملی و سرپرستی هیأت مذاکره کننده در باب پرونده اتمی داشت. باید نخست ذوالقدر را شناخت تا قدر و جایگاه او در حلقه ذوب شدگان و نوکران فدائی سید علی آقا را بهتر درک کنیم...

December 14, 2007

یکهفته با خبر

Kayhan-New.jpg

مباحثی که در آن حلقه جنون می‌رفت

سه ‌شنبه 4 تا جمعه 7 دسامبر
پیشدرآمد: پیش از آنکه به احوالات تحفه آرادان در دو وجه بپردازم و نیز نگاهی به گزارش 16 سازمان اطلاعاتی آمریکا، توضیحی را که در باب خطای لغوی و گرامری (در زبان عربی) که بعضی از نویسندگان و اهل بحث و فحص دچار آن شده بودند ودر برنامه تفسیر خبر صدای آمریکا روز چهارشنبه و در سایت خود روز سه ‌شنبه یعنی فردای سخنرانی احمدی‌نژاد یادآور شدم عیناً در اینجا نقل کنم:

December 07, 2007

یکهفته با خبر

Kayhan-New.jpg

خرم آن روز کزین منزل ویران بروم...

سه‌شنبه 27 تا جمعه 30 نوامبر
پاکان ز وطن دور و در وطن هستند

پیشدرآمد: اوّل رفیق رفیقان، سنگ صبور همه ما رضا اغنمی آمد با چشمهائی که همیشه آئینه است و حضور بی‌وقفه اشک درآن پیدا بود. چه شده آقا رضا؟
ژاله خانم را برده‌اند در آن بخشی که ره به خاک و خاکستر می‌برد. ساعتی بعد دکتر منوچهر ثابتیان آمد با چهره‌ای که در این سالها بارها بدین وجهش دیده بودم. در واقع او در کنار شخصیت پایمرد و استوارش، دلبستگی دیرپایش به آزادی و عدالت، به عنوان پزشکی که در آخرین لحظات خیلی از دوستان و عزیزان ما بالای سرشان بوده است چنان اعتباری انسانی را مظهر و نمود بوده است که من یکی نظیرش را ندیده‌ام. انسان معاصر است با همه ویژگیهایش اما به‌عنوان طبیب، او را در جائی شبیه پزشکان دیر و دور می‌بینم که حکایتشان را از پدران شنیده بودم. پزشکانی که عضوی از خانواده بیمارانشان بودند. دکتر شیخ حسن خان عاملی، دکتر حفیظی، دکتر قاسم غنی (که ادیب و فاضل و اهل سیاست هم بود مثل ثابتیان البته با درنظر داشتن زمان هر کدام و محیطی که در آن زندگی می‌کرده‌اند).

December 01, 2007

يك هفته باخبر

KAYHAN-1.jpg

... من نه آنم که دگر گوش به تزویر کنم
سه‌شنبه 20 تا جمعه 23 نوامبر
پیشدرآمد: رئیس رژیمی که طی 29 سال به جز جنگ و نکبت و مرگ و سرافکندگی برای ایران و ایرانی، دستاوردی نداشته است حالا در مقام واعظ، آن هم از نوعی که چون به خلوت می‌رود آن کار دیگر می‌کند، ضمن محکوم کردن کنفرانس «آناپولیس» که چشم میلیونها فلسطینی و اسرائیلی و به‌عبارتی عربها و مسلمانان به آن دوخته شده به این امید که در پی آن قطار از ریل خارج شدۀ صلح، بار دیگر در جای خود قرار گیرد و به‌راه افتد، کنفرانس را فاقد پشتوانه مردمی و جهانی می‌خواند. احمدی‌نژاد ظاهراً از ابومازن و رهبران فلسطین و کشورهای عرب فلسطینی‌تر است. این آشکار است که از نشست پایتخت ایالت مریلند هم چون نشستهای پیش از آن در کمپ دیوید و واشنگتن و وایت ریور و... نمی‌توان انتظار معجزه داشت. نزدیک به شصت سال کینه و اختلاف و چهار جنگ سراسری و دهها نیمه جنگ در اینسو و آن سوی مرزهای اسرائیل، چنان رسوبات سنگینی را به جا نهاده که برای پاک کردن آن علاوه بر حسن نیت و شهامت و گذشتهای بسیار، به زمان درازی نیاز هست تا آثار نیم قرن تبلیغ سوء از سوی دو طرف نیز از بین برود.

November 23, 2007

یکهفته باخبر

KAYHAN-1.jpg

یارب این بچه ترکان چه دلیرند به خون!

سه‌شنبه 13 تا جمعه 16 نوامبر
آقا مجتبی ولیعهد

پیشدرآمد: فرزند حسنی مبارک «جمال» در صورتی که پدرش رئیس جمهوری مصر نبود و دارای همین ویژگیهائی بود که امروز دارا است (از نظر دانش و معرفت سیاسی و اقتصادی و تجربه کاری) برای آنکه در مبارزه انتخاباتی جهت رسیدن به بالاترین مقام در کشورش یعنی ریاست جمهوری بيشترين رأی را بیاورد و در عمل نیز بهترین گزینه برای اداره مصر با هزار درد بی‌درمانش باشد، چیزی از بهترین و کارآمدترین چهره‌های صحنه سیاسی مصر کم نمی‌آورد.
به عبارت دیگر حالا که روزنامه‌های نسبتاً آزاد مصر گریبان او را گرفته‌اند که آقا جمال! مگر خمپاره توی سر ما خورده بود که فاروق را سرنگون کنیم؛ نظامی داشتیم که وجه مصری و شرقی دمکراسی غربی بود، حزب داشتیم و جامعه مدنی، زندگی داشتیم و حال می‌کردیم و گریبان همه را غیر از (خود شاه) می‌گرفتیم. نجیب و عبدالناصر و سادات و ابوی مکرّم شما، حسنی مبارک را روی کارنيآوریم تا 60 سال پس از کودتای افسران آزاد بار دیگر بساط نظام موروثی این بار در شکل جمهوریش را برپا کنیم، آقا جمال، قدمت روی چشم و جمالت مبارک، اما این نمی‌شود که بیش از نیم قرن پس از آنکه فاروق را با چشمان اشکبار بر کشتی محروسه نشاندیم و 21 تیر توپ برایش شلیک کردیم و شش ماه بعد کار نادر قلی افشار را تکرار کردیم و پسر یک ساله‌اش احمد فواد را نیز عزل کردیم و محمد نجیب را بر کرسی ولایت نشاندیم، بار دیگر با سلام و صلوات حضرتعالی را به جای ابوی بر تخت نشانیم.

November 16, 2007

یکهفته با خبر

KAYHAN-1.jpg

... من به سرمنزل رندان نه بخود بردم راه

سه ‌شنبه 6 تا جمعه 9 نوامبر
پیشدرآمد: تصور نمی‌کنم همسر و فرزندان حشمت ‌اله طبرزدی، دیگر طاقت و توان آن را دارند که بار دیگر مردی که جان و جهانش در زندان ولی فقیه سوخت و پرپرشد، با هزار درد پنهان و آشکار ره به زندان برد. اما اجامر و اوباش سید علی آقا آمدند و در آغاز هفته او را به زندان بردند. گاهی که تصویری از مهندس عباس امیرانتظام می ‌بینم و آن چهره پر از زندگی و شادی وصدق و سلامت نفس را به خاطر می‌آورم در آن شب که با همه دلش مژده می‌داد مجلس خبرگان را می‌بندیم تا بدعت نامبارک ولایت فقیه و حکومت مشروعه شیخ فضل ‌اللهی در کشور برقرار نشود، زمانی که در اتاقم به چهره سرفراز و استوار احمد باطبی نگاه می‌کنم که تصویرش را در کنار تصویر فرزندانم نهاده‌ام و بعد چهره خسته درهم شکسته او را در امروزی که لحظه‌ لحظه‌اش ارعاب و تهدید است و درد و ملالت می‌نگرم، دلم می‌خواهد فریاد بزنم سر همه آنها که هنوز هم در فنجانهای کوچک عقل و دنیاشان مرتب توفان به راه می‌اندازند، روزی طبرزدی را مأمور رژیم می‌کنند و دیگر روز به جان باطبی می‌افتند، این حضرات البته بیشتر در خارج کشورند. اصلاً حالیشان نیست که احوال درون چیست و آن 70 میلیونی که در خانه پدری با هر رنج و بدبختی است زندگی می‌کنند هر دگرگونی ولواندک در زندگی و احوالشان تأثیر می‌گذارد.

November 09, 2007

یکهفته با خبر

KAYHAN-1.jpg

... کار ملک است آنکه تدبیر و تأمّل بایدش

سه ‌شنبه 30 اکتبر تا جمعه 2 نوامبر
ژنرال و دمکراسی
پرویز مشرف نه یک رزم ‌آرای پاکستانی است و نه یک جمال عبدالناصر و یا قذافی و حافظ اسد، حتی مثل ضیاءالحق هم نیست. در واقع می ‌توان او را یک ایوب‌ خان جوان ‌تر دانست. رزم‌ آرا نیست چون نه مثل او ریشه و پیوند با اشراف دارد و نه مجبور است رعایت احوال مرکزی را فوق سرخود همه گاه در نظر داشته باشد که در پاکستان حرف اول را می‌ زند. شاید بتوان گفت تنها در پاکدامنی و عشق به وطنش می ‌توان او را از رده حاجعلی رزم ‌آرا و جمال عبدالناصر دانست. (نه گفتم اسد که خلبان سابق ارتش سوریه و مرد قدرتمند این کشور برای سه دهه وقتی کودتا کرد ده هزار لیره هم در حسابش نبود و روزی که مرد به گفته نزدیکترین رفیق و شریکش عبدالحلیم خدام چیزی نزدیک به یک میلیارد دلار برای خانواده‌اش از جمله ولیعهدش بشار الاسد رئیس جمهوری فعلی سوریه ارث به جای گذاشت. قذافی نیز علاوه بر صدها میلیون دلاری که برای خود و خانواده و معشوقه‌هایش ذخیره کرده، میلیاردها دلار از ثروت ملی کشورش با کمتر از سه میلیون جمعیت را طی سی و هشت سال گذشته به باد داده است.)

November 02, 2007

یکهفته با خبر

KAYHAN-1.jpg

روندگان طریقت ره بلا سپرند

سه‌شنبه 23 تا جمعه 26 اکتبر
پیشدرآمد: گو اینکه استاد عبدالکریم خلیلی معاون رئیس جمهوری افغانستان و رهبر حزب وحدت اسلامی و یکی از برجسته‌ترین شخصیت‌های هزاره را دیرگاهی است می‌شناسم و هر بار فرصت دیداری با او دست داده، جلوه‌های تازه‌ای از منش و سعه صدر و عشق او به فرهنگ و تاریخ مشترک وطنش افغانستان با خانه پدری‌مان ایران را در کلام و رفتار او مشاهده کرده‌ام، اما اعتراف می‌کنم شامگاه پنجشنبه وقتی او را از پشت پنجره «میز گردی با شما»ی صدای آمریکا در گفتگو با احمد بهارلو دیدم بیش از پیش از یکسو افسوس خوردم که چرا نباید در جمع اهل ولایت فقیه در میهنم حتی یک نفر را داشته باشیم که در عین داشتن اعتقادات و ایمان، چنان استاد خلیلی قدرت درک تحولات بین‌المللی را داشته باشد و اگر هم از اسلام و دین می‌گوید، نگاهش مثل این هزاره مرد، رو به افق‌های باز بنگرد، و از سوی دیگر اعتقادم به اینکه افغانستان در زمانی نه چندان دور از مصیبت دین‌ فروشان و دجالان طالبانی و تروریستهای القاعده حامی آنها نجات پیدا می‌کند، مستحکم‌تر شد.

October 26, 2007

یکهفته با خبر

Khayhan-Yek-Hafteh copy.jpg

... آنکه یوسف به زر ناسره بفروخته بود

سه‌شنبه 16 تا دوشنبه 22 اکتبر
پیشدرآمد: علی آقا هم رفت، این علی آدم ساده‌ای نبود. نشان از دو کس دارد این نیک ‌پی، هم آقازاده هاشم اردشیر آملی، آخوند استخواندار شوخ طبع آزاده‌منش است و هم داماد مرحوم مرتضی مطهری آخوندی که اگر به تیر غیب فرقان گرفتار نشده بود یا هم چون آقای منتظری خانه ‌نشین می‌شد و یا بدتر از آن کارش به زندان و اعدام می‌کشید. آقای مطهری کسی بود که در دورانی که فلسفی و سه چهار تا از منبری‌های انقلابی هر بار فرصتی می ‌یافتند مجله زن روز را به عنوان مروّج فساد و بی‌بند وباری مورد حمله قرار می‌دادند، در این مجله سلسله مقالاتی نوشت که سروصدای زیادی به ‌پا کرد. مقالاتی در باب حجاب و حدود آزادی زنان...

October 19, 2007

یکهفته با خبر

Khayhan-Yek-Hafteh copy.jpg
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل...
سه شنبه 9 تا جمعه 12 اکتبر
پیشدرآمد: در آمریکا که بودم دکتر سه چهار باری زنگ زد. اعتراف میکنم همیشه در امر پرس و جوی احوال دوستان (صله ارحامی که پدر بر آن اصرار داشت) او بر من پیشدستی میکرد. در دو سه ساله اخیر حداقل هفته ای دوبار لطفش نصیبم میشد. و او همیشه میگفت میدانم سرت شلوغ است و همین الآن باید دو سه تا مصاحبه بکنی یا بنویسی، فقط خواستم حالت را بپرسم. سال پیش در پی گفتگوئی که پیرامون بودجه دولت احمدی نژاد داشتیم به لندن آمد. حقاً که در کارش جدی بود و وقتی اشتیاق مرا برای دانستن جزئیات بودجه دید آمد و یک فایل کامل جلویم گذاشت. اهل خراسان بود و رشته الفتی دیر و دور به مشهدمان متصل میکرد. بیش از نیم قرن معلم بود، صدها شاگرد تربیت کرد که بعضی از آنها امروز از برجسته ترین اقتصاددانان و اساتید در ایران و خارج کشور هستند. جلوه هائی از رفاقت و آزادگی و مهر او را در فاجعه بمبگذاری کتابخانه و دفتر رضا فاضلی و قتل ناجوانمردانه بیژن فرزند برومندش توسط عوامل امنیت خانه نایب امام زمان از نزدیک شاهد بودم...

October 12, 2007

یکهفته با خبر

Khayhan-Yek-Hafteh copy.jpg

اگر از پرده برون شد دل من عیب مکن!

سه‌شنبه 2 اکتبر تا جمعه 5 اکتبر
رابطه من با دکتر صدرالدین الهی فراتر از رابطه استاد و شاگردی است، دو سه تن در زندگی حرفه‌ای و شعری من نقشی چنان پررنگ داشته‌اند که حرف از معلم و تلمیذ بالاتر می‌رود. اگر عباس پهلوان, علی‌رضای جوان 18 ساله دانشجوی سال اول دانشکده حقوق را چنان پذیرا شد که در کمتر از سه چهار ماه از ترجمه شعر نزار قبانی به تفسیر و گزارش شهری رسید و سالی نرفته عنوان پرطمطراق دستیار سردبیر را در مجله فردوسی (که هرگزش مانندی نیامد) به او داد، بزرگوار دیگری نيزهست که عاشقانه پاورقی‌هایش را از هفت هشت سالگی می‌خواندم، گاه با شیرها و شمشیرهایش همراه جلال‌الدین خوارزمشاه از سند می‌گذشتم و نفرت خود را از غایرخان و محمود خوارزمی فریاد می‌کردم و زمانی با زن آواز طلائی‌اش ترانه خوان در شبانه‌های نوجوانی عاشق می‌شدم، زنی به نام حسدش را چنان می‌شناختم که روزی در منزل جهانشاه خان صمصام دوست نزدیک پدر، وقتی خانم سالخورده‌ای را معرفی کرد(كه فروغ ظفر) بی‌اختیار گفته بودم خدمتشان ارادت دارم ...

October 05, 2007

یکهفته با خبر

Khayhan-Yek-Hafteh copy.jpg

آن کس است اهل بشارت که اشارت داند...

سه ‌شنبه 25 تا جمعه 28 سپتامبر
فرزندان ایران زمین در ینگه دنیا

پیشدرآمد: در زندگیم، با چند حاجیلو آشنا شده‌ام، اما این یکی، جان و جهانم را روشن می‌کند. همه گاه آرزو داشتم دختری داشته باشم، بختم اما داشتن سه پسر بود: امید و نوید و نیما که به هر سه افتخار می‌کنم. دخترم را اما در واشنگتن یک سال پیش پیدا کردم. با آلبرتو فرناندز مدیرکل وزارت خارجه آمریکا (سفیر فعلی در سودان) دیداری داشتم. او بود و جمعی از معاونان و مشاورانش و دخترکی سرشار از جوانی و زیبائی، من می ‌گفتم و او آرام آرام یادداشت می‌کرد. دلم را خالی کردم.

September 28, 2007

یکهفته با خبر

Khayhan-Yek-Hafteh copy.jpg

نه هر که چهره برافروخت دلبری داند

سه ‌شنبه 18 تا جمعه 21 سپتامبر

حاجی واشنگتن در ینگه دنیا
پیشدرآمد: می ‌‌آید کوتاهتر از حقارت، با یک دهان پرگوی که از ادعا خالی نمی‌ شود. مثلاً پیرو اسلام ناب محمدی انقلابی است و ذوب شده در ولایت نایب مربوطه امام زمان علی ‌بن جواد الحسینی الخامنئی (مهر مقام معظم در مکتوبات عربیه) اما در ماه صیام دروغ می‌ گوید به بزرگی فریبش، در مقام دروغ، بزرگ است با آنکه کوتاهترین کوتوله سیاسی در تاریخ ما است. محمود آرادانی احمدی‌ نژاد البته بر آن بود که سری به Ground Zero بزند. آنجا که جنون و جهل و تعصب جان و جهان هزاران انسان را خاکستر کرد.

September 21, 2007

یکهفته با خبر

kayhan_logo_front.gif

... تا آن زمان که پرده برافتد چه‌ها کنند؟

سه ‌شنبه 11 تا جمعه 14 سپتامبر
پیشدرآمد: چون گزارش مشروحی دارم از حوزه علمیه که با تلاش و تحقیق دوستی ارجمند از حاشیه ‌نشینان حوزه‌ای که روزگاری با ساکنانی از تیره حاج شیخ عبدالکریم حائری و حجت کوه کمره‌ای و داماد حاج شیخ و سید صدرالدین صدر و سید علوی بروجردی و در پی آنها شریعتمداری و حاج آقا شهاب مرعشی و آقا سید رضا گلپایگانی مدینه‌ای فاضله بود وحالا عرصه خودنمائی و اطوار و غمزه دین‌فروشانِ دون‌پایه ‌ای از نوع محمدتقی گیوه‌ چی یزدی ملقب به مصباح و محمد یزدی ملقب به اعرج و احمدک جنتی و ناصرابوالمکارم شکر و قند فروش و صافی متظاهر گلپایگانی و... شده است، فراهم آمده، لذا برای آنکه حکایت سپاه بیش از این به تعبیر دوستی «حوالت به وقت گل نی» نشود، مختصری را می‌آورم به این امید که در وقتی دیگر دو جزء نخست را که ملاحظه کردید به مکمّلی مشروح ختم کنم.

September 14, 2007

یکهفته با خبر

kayhan_logo_front.gif

چون نیک بنگری همه تزویر می‌کنند

سه‌ شنبه 4 تا جمعه 7 سپتامبر
پیشدرآمد: زنده یاد سعیدی سیرجانی در آن سفر از یاد نرفتنی که به لندن آمد، دو سه باری مرحمت فرمود و به دفتر ما قدم رنجه کرد. استاد فرزانه‌ رفته‌ ام شادروان جعفر رائد میزبان بود و ما همه در دفتر از فیض کلام آن نازنین سیرجانی پرذوق بهره‌ مند شدیم. در وصف شیخ علی اکبر هاشمی بهرمانی که پیش و پشت و اهل و طایفه‌ اش را خوب می‌شناخت، تاکید می‌کرد شیخ مثل همه کرمانی‌ها و اهل کویر رازدار است و پنهان کار، کینه وقتی بگیرد، ظاهر نمی‌کند اما یکسال یا ده سال یا سی سال بعد چنان زهرش را می‌ریزد که طرف عنادش نمی‌داند از کجا خورده است.

September 07, 2007

یکهفته با خبر

kayhan_logo.jpg

باش تا صبح دولتش بدمد...
سه‌شنبه 28 تا جمعه 31 اوت
کودتای سپاه کامل شد
پیشدرآمد: درست یک ماه و نیم پیش (همان موقعی که سردار سرلشگر یحیی رحیم صفوی بر پایه گزارش سایت انتخاب متعلق به طه هاشمی یگانه پزشک عمامه‌ای و محرم سابق سیدعلی آقای رهبر، فهمید نایب امام زمان و فرمانده کل قوا، دل به دیگری بسته و او باید میز فرماندهی را خالی کند) در یکهفته باخبر یعنی همین ستون آشنای شما نامه‌ای را برای شما بازنویسی کردم که نویسنده‌اش یکی از فرماندهان رنج دیده سپاه پاسداران بود. این سردار که خاطره‌های دلاوری‌هایش در جبهه‌ها هرگز از یاد نخواهد رفت طی سه چهار سال اخیر یکی از صادق‌ترین منابع من بوده است. همو طی دو هفته اخیر مرا در جریان یک دزدی بزرگ قرار داد که به لطف اطلاعات او و افشاگری من خوشبختانه زیر و بم آن فاش شده است و بازیگران اصلی آن از جمله فردی به نام شیرازی در دور و بر سردار سرلشکر حاجی دکتر محسن رضائی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، و تقوی رئیس حراست مجمع که می‌خواستند به قول خودشان برای هزینه‌های انتخاباتی سردار محسن رضائی پول حلال تهیه کنند، به لطف این افشاگری‌ها امروز آبروباخته و انگشت ‌نما شده‌اند.

August 31, 2007

یکهفته با خبر

kayhan_logo.jpg

آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست...
سه‌شنبه 21 تا جمعه 24 اوت
از ملک عجم شهیدی و باهری هم رفتند

پیشدرآمد: دو سه ماهی است که هر بار قلم به دست می‌گیرم تا رویدادها و مسائل مهم مورد توجه خانه پدری را در «یکهفته با خبر» بررسی کنم، نخست باید سخن در رابطه با خاموشی «شکرگزارانی» به میان آورم که ملک عجم را گذاشتند و بعضی در زیر خاکش و شماری با حسرت دیدارش در خاک تبعیدگاه آرام گرفتند.
سه چهار هفته سوگوار هنرمندانمان بودیم، مهستی که پرکشید و الهه که این هفته مجلس یادبودش را برگذار کردیم. شگفتا که با وجود منع و تحریم‌ها در خانه پدری، هزاران انسان عاشق آن صدای جاودانه در یادبود او حاضر شدند. و در چهارسوی غربتکده‌هامان نیز خاطره او را گرامی داشتیم. فرزند برومند او دکتر شاهرخ میراسکندری به نیابت از فرید و داریوش و دیگر عزیزانش، و پدر بزرگوارش جمال میراسکندری، مجلسی در خور مادر هنرمندش برپا کرده بود، حضور شخصیتهای برجسته‌ای که از روسیه و گرجستان و بریتانیا در مجلس خصوصی و سپس یادبود الهه عزیز حاضر بودند، هنرمندانی که در سوگ از دست رفتن بانوی آواز ایران آوازشان و آوای سازشان داغدار بود، آمده بودند که جاودانگی آوازخوان دلها را اعلام کنند. ...

August 24, 2007

یکهفته با خبر

kayhan_logo.jpg

از دیده گر سرشک چو باران چکد رواست...
سه شنبه 14 تا جمعه 17 اوت
امپراتوری سپاه پاسداران
1 ـ تصمیم دولت آمریکا برای قرار دادن نام سپاه پاسداران و یا حتی سپاه قدس در فهرست سازمانهای تروریستی تا مرحله اجرائی، زمانی را طلب میکند. در این که واشنگتن دیرگاهی است سپاه و فروعش را از همه سو زیر نظر قرار داده و با دستگیری 5 افسر بلندپایه سپاه قدس در اربیل و بازداشت دهها تن از وابستگان مستقیم و غیرمستقیم سپاه قدس و اطلاعات سپاه و... و نیز خرید شماری از مسئولان بلندپایه سپاه که کیف کیف اطلاعات محرمانه را در دبی و عراق و لبنان در اختیار مأموران آمریکائی میگذارند، اطلاعات جامع و کاملی از این تشکیلات جمعآوری کرده است، تردیدی وجود ندارد. ..

August 17, 2007

یکهفته با خبر

kayhan_logo.jpg

... خود غلط بود آنچه ما پنداشتیم
سه شنبه 7 اوت تا جمعه 10 اوت
مالکی در تهران
نوری المالکی نخست وزیر عراق نه تنها در تهران یار شاطری پیدا نکرد تا او را در روزهای سخت و پر مصیبت یاری دهد، بلکه این بار بهتر از همیشه دریافت که اهل ولایت فقیه نه فقط بار خاطر که اساس و پایۀ مصائبی هستند که او و ملتش بیشتر از چهار سال است در پی سرنگون شدن دولت تکریتی خونخوار با آن دست به گریبانند.
نخست سری به عراق میزنیم تا موقعیت آقای المالکی را پیش از سفر به ایران به طور سریع بررسی کنیم. نوری المالکی نخست وزیری را از مردی تحویل گرفت که دیر سالی در دوران تبعید و مبارزه، در مقام دبیرکلی حزب الدعوه چندین پله از او بالاتر بود اما در زمان نخست وزیری اش آشکار ساخت که بسیار در نگرش و جهان بینی و دانش سیاسی از او یعنی نوری المالکی پائینتر است. منظورم دکتر ابراهیم الجعفری است که دوران حکومت او برای عراق فاجعه ای جبران ناپذیر بود. ابراهیم الجعفری دبیرکل حزب الدعوه بود اما حکومت در دوران او عملاً در دست بیان باقر صولاغ جبر نمایندۀ سابق مجلس اعلا در دمشق بود که به قول یکی از دوستان قدیمی‌اش هنوز هم شهریه اش را از وزیر اطلاعات ولی فقیه دریافت میکند.

August 10, 2007

یکهفته با خبر

kayhan_logo.jpg

...کجاست شیردلی کز بلا نپرهیزد!
سه‌شنبه 31 ژوئیه تا جمعه 3 اوت
پیشدرآمد: یک بعد از ظهر بود و توی ماشین در اتوبان شمال لندن از روزنامه «صوت الکویت» می‌رفتم تا رأس ساعت خودم را به رادیو «اسپکتروم» برسانم. حسین قویمی دوست و همسفر سالهای تبعیدم، با هزار سختی و تلاش، برنامه رادیوئی بر پهنه موج اسپکتروم به راه انداخته بود و من نیز ساعتی از طریق موج متوسط با هموطنانم سخن می‌گفتم. یکباره خبری پخش شد که یخ کردم. گوشه‌ای زدم و در بی‌باوری و سنگینی خبر، یکباره دیدم به هق‌هق می‌گریم. مگر می‌شد باور کرد که بعد از ضربه دکتر برومند، این گونه شاپورخان را هم از دست داد؟

August 03, 2007

یکهفته با خبر

kayhan_logo.jpg

... هزار بازی از این طرفه تر برانگیزد

سه شنبه 24 تا جمعه 27 ژوئیه
پیشدرآمد: سرنوشت تلخ و دردناکی پیش روی ما است. هم ساکنان خانه پدری روزهائی تیره و سخت در پیش دارند و هم ما که در حسرت بوسه زدن بر آن خاک عزیز، دوره میکنیم دیروز را و امروز را، هنوز را.
دو سه هفته پیش نوشتم چه خوابی برایمان دیده اند و چگونه رژیم ولایت جهل و جور و فساد با همۀ توان میکوشد زمینه ویرانی ایران را هرچه زودتر فراهم کند. دو مطلب را پیاپی می آورم. نخست نامه ای است الکترونی یعنی e-mail از یک نظامی نگران میهن پرست آزاده که تاکنون بارها خبرها و مطالب دقیق و بسیار مهم او را در همین زاویه و گاه در الشرق الاوسط و یا برنامه های تلویزیونی ام نوشته و گفته ام. و در همه این سالها حتی یکبار در درستی مطالب او تردید نکرده ام و از این بابت بسیار خوشحالم، چه یکایک مطالب و خبرهای او چندی پس از انتشار آن به صور مختلف و گاه از جانب منابع رسمی در داخل کشور یا منابع خارجی تأیید شده است. مطلب دوم، نیمه گزارشی است از آنچه در برابر چشم ما در میهن اسلامی در جریان است. به عبارت دیگر گزارش نخست، آنچه را نمي بینیم، عریان میکند و گزارش دوم آنها را که می بینیم و می شنویم.

July 27, 2007

یکهفته با خبر

kayhan_logo.jpg

...بنال بلبل بیدل که جای فریاد است

سه شنبه 17 تا جمعه 20 ژوئیه

پیشدرآمد: در جریان سفر احمدی نژاد به سوریه، اطلاعاتی به من رسید که چاپ آن در الشرق الاوسط و سپس چندین نشریه و خبرگزاری بین المللی باعث شد دولت اسرائیل واکنش تند نشان دهد (البته به لطف خبرنگار رادیو فردا که معلوم نبود با چه کسی در نخست وزیری اسرائیل صحبت کرده که مدعی شده چون من از مخالفان رژیم هستم بنابراین ممکن است مطلبم در جهت ضربه زدن به رژیم نوشته شده باشد، نوشته من سه روز تمام در رادیو فردا با یک پاراگراف اضافه به نقل از خبرنگار مربوطه، در متن مهمترین مطالب جای گرفته بود. جالب اینکه سه روزنامه اصلی اسرائیل اورشلیم پست، هآرتص و یدیعوت آهارونوت، علاوه بر چاپ گزارش من، تماسهائی نیز با من گرفتند که تفصیل بیشتری را اگر از حکایت میدانم به آنها بدهم.)

July 20, 2007

یکهفته با خبر

kayhan_logo.jpg
همچو صبحم یک نفس باقی است با دیدار تو!

سه‌شنبه 10 تا جمعه 13 ژوئیه

پیشدرآمد: عشق به خانه پدری بدون تردید مفهومی است که اهل ولایت فقیه با آن بیگانه‌اند. از همان روز نخست بالا رفتن پرچم تزویر و ریا و اسلام ناب انقلابی محمدی ولایتی، کینه و نفرت پیروان سید روح‌الله نسبت به ایران و ایرانی آشکار شد. صادق خلخالی قاضی شرع منتخب خمینی، و شفاف ‌ترین مظهر ایدئولوژی فاشیستی ارتجاعی که متأسفانه با تحسین و اعجاب حزب طراز نوین و اقمارش از یکسو و بعضی از حاملان کارت عضویت جبهه ملی که بعد از نشاندن خنجر ناجوانمردی و حسادت بر شانه‌های زنده یاد دکتر شاپور بختیار دستمالهای ابریشمی را در برابر سید روح‌الله به دست گرفته بودند، از سوی دیگر، بر ملت ما سلطه یافته بود در نخستین یورش خود برای نابودی مظاهر فرهنگ و تاریخ و ملیت ما به سراغ تخت جمشید رفت.. ..

July 13, 2007

کشتی نشستگانیم ای باد شرطه برخیز!

kayhan.jpg

یکهفته با خبر
سه شنبه 3 تا جمعه 6 ژوئیه
پیشدرآمد: موج تازه ای از مهاجران ایرانی به ینگه دنیا بالا گرفته است. این مهاجران از ایران نمی آیند بلکه اغلب آنهائی هستند که هنگام ترک خانه پدری هم به دلیل دوری راه و هم مشکلات ورود به آمریکا و در بسیاری از موارد به این امید که دوران غربت کوتاه باشد، گوشه ای نزدیکتر به خانه پدری را در اروپا برگزیدند و یا در مواردی برایشان برگزیدند (منظورم پناهندگان به UN است). اینها با رسیدن به میانه عمر، بزرگ شدن فرزندان، کمبود آفتاب و ناامیدی از زیارت قریب الوقوع آنجا که دلشان را جا گذاشته اند و استخوانهای پدر و مادر و خاطره های کودکی را، حالا که یک گذرنامه معتبر اروپائی در جیب دارند به فکر اقامت در سرزمینی افتاده اند که از نظر طبیعت و آب و هوا و تنوع فرهنگها و تسامح و تساهل در رفتار انسانهایش، یک ایران با ابعاد بزرگتر و پیشرفته تر است...

July 06, 2007

یکهفته با خبر

kayhan.jpg

معاشران گره از زلف یار باز کنید

سه‌شنبه 26 تا دوشنبه 2 ژوئیه
پیشدرآمد: اشاره هفته گذشته من به منازعه لفظی (چرا مجادله نه؟!) دکتر سروش و دکتر ملکی، یکی از انسانهای آزاده و فرزانه ‌ای که هرگز گرد سیاست نگشته و در ظاهر اهل ولایت تجارت و اقتصاد است اما در باطن دلی به وسعت دل خواجه و مولانا دارد، را واداشت از هزاران کیلومتر راه به من تلفن بزند که فلانی گریبان گرفتی اما چرا به این راحتی رها کردی؟ مگر قرار نبود تو که نه به دنبال وزارت و وکالتی و نه در اندیشه دولت و مکنت، اگر دیدی خانه پدری دارد آتش می‌گیرد و چهارستون بدن ایران را ساکنان ولایت جهل و جور و فساد، با تبر حماقت و خریّت و تعصب نشانه رفته‌اند، مجامله کنار نهی و تعارف به دور اندازی و با شهامت فریاد زنی تا آنها که گرفتار «خویش» بزرگتر از «دروازه شاه عبدالعظیم» هستند به «خود» آیند و به جای پرداختن به «عرض» لحظه ‌ای به «اصل» بپردازند و 28 سال تلاش برای شکار سایه مرغ هوا را رها کنند و بدانند اصل آن مرغ هواست.

June 29, 2007

یکهفته با خبر

kayhan.jpg

... چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند

سه‌شنبه 19 تا جمعه 22 ژوئن

خطابه‌ای به دو دکتر!
پیشدرآمد: نزاع قلمی دکتر محمد ملکی نخستین رئیس دانشگاه تهران، در پی مصاحبه تحریف شده او با روزنامه «هم‌میهن» غلامحسین کرباسچی و محمد قوچانی، و دکتر عبدالکریم سروش باز هم در پی گفتگوی هم‌میهن با او، مرا به تأمل واداشته است. چند روزی است که همسفر و همراه و همدل با این دو انسانم که برای هر دو حرمت بسیار قائلم. ملکی را به عنوان بزرگمردی شجاع که در برابر اهل ولایت جهل و جور و فساد دلاورانه ایستاده است و زندان و شکنجه هرگز نتوانست او را به تسلیم و لنگ انداختن در برابر سیدنا نایب امام زمان وادارد، و سروش را به عنوان فرزانه‌ای که بساط صدرالملکی برایش فراهم و امکان حداد عادل شدن به مراتب در برابرش فراهم‌تر از امکان میرزا غلامعلی خان منشی حضور بود، اما سر فرو نیاورد، ستوده‌ام.

June 22, 2007

یکهفته با خبر

kayhan.jpg

از دیده گر سرشک چو باران چکد رواست...

سه ‌شنبه 12 تا جمعه 15 ژوئن

پیشدرآمد: درنگ شیخ لنکران در بلاد فخیمه کوتاه بود، این بار دست اجل که گریبان مدرس سرشناس حوزه را در لندن گرفته بود، آنقدر معرفت داشت که تا انتقال او به زادگاه و موطنش قم صبر کند و اجازه دهد شاگرد سرشناس آیت ‌الله بروجردی در خانه خود جان به جان آفرین تسلیم کند. چه بسیار هموطنانی که آرزو داشته و دارند، در رفتن جان از بدن، چشم به آسمان وطن داشته باشند و دستهای پرمهر عزیزانشان بر دستهای سردشان٬ حرارت عشق را بتاباند، اما به علت حضور یاران و هم عهدان آقای لنکرانی، باید آرزوی دیدار خانه پدری را به گور برند.

June 15, 2007

یکهفته با خبر

kayhan.jpg

... چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند

سه شنبه 5 تا جمعه 8 ژوئن

پیشدرآمد: مرگ، شاه و گدا نمیشناسد، در عین حال تعامل این هر دو با مرگ چنان متفاوت است که از قدیم میگفتند آنکه دنیایش پشیزی بیش نیست، راحتتر جان میدهد تا آنکه باید دولت و نعمت را واگذارد و با حسرت برای آنچه داشته و اینک وا می نهد تا میراث خواران از آن متنعم شوند. چنین کسی تا لحظه آخر جان کندن افسوس میخورد که چرا آن کار نکردم که دلی شاد کنم و آن زر ندادم که خانه ای آباد سازم. گفتند حضرت آیت الله العظمی شیخ مملکت فقاهت و استاد حوزتین، مرجع مورد لطف سیدعلی آقای نایب امام زمان و اخ الزوجه شیخ ملکی رئیس کمیته شمیرانات در آغاز انقلاب، هفته گذشته برای دومین یا سومین بار جهت فحوصات طیبه به ام القرای لندن وارد شده و در بیمارستان مستضعفین که به نام شورشی گردن شکسته «کرامول» نام گرفته بستری شده اند.

June 08, 2007

یکهفته با خبر

کجاست صوفی دجّال فعل ملحد شکل...

سه‌شنبه 29 مه تا جمعه 1 ژوئن

پیشدرآمد: هجده سال پس از درگذشت آیت‌الله خمینی، حال که فرزندان حقیقی ولایت فقیه (آنها که از پستان ولایت شیر خورده‌اند و روی زانوی نایب مربوطه امام زمان ـ سابق ولاحق ـ بزرگ شده‌اند) قدرت را در همه سو در دست دارند می‌توان با قاطعیت و وضوح بیشتر آثار مخرب خمینیسم را در زندگی ما ایرانی‌ها از یکسو و سرنوشت و زندگی مردم منطقه از سوی دیگر مشخص کرد و در پرتو آن، چشم انداز فردای ایران و همسایگانش را پیش روی انسانهائی گذاشت که خواسته یا ناخواسته، دانسته و یا ندانسته گرفتار این پدیده عجیب و غریب شده‌اند.

June 01, 2007

در عشق خانقاه و خرابات فرق نیست...

kayhan.jpg

سه شنبه 22 تا جمعه 25 مه

یاد باد آن روزگاران یاد باد

مرحوم صالح علیشاه گنابادی ـ حداقل در آن سالهای خردی و نوجوانی ـ در چشم من تجلی واقعی بزرگانی چون مولانا ابوسعید بود که غیر از رباعی های منسوب به او، معنای توحید و عشق به واجب الوجود را با روایت او چون به دلم نشسته بود حقیقت مطلق می پنداشتم.
از بچه های نسل من عبدالکریم حاجیان چریک فدائی شده بود، جابرزاده انصاری مجاهد، محمدرضا فشاهی از همان لحظه دل بستن به رایا همسرش، در پرتو جذبه پیری از راهیان چپ سالهای بعد از جنگ که دوست پدر همسرش بود، ذره بین به دست در میان متون مارکسیستی به دنبال حقیقت بود. رضا امامی و مهدی طالقانی دل با شریعتی داشتند و کرامت موللی و محمدحسن احمدی (نوه دختری آیت الله حاج آقا احمد خوانساری) عبا روی شانه می انداختند و نزد آقای خوانساری تمرین شرع مداری میکردند. روزگار من اما در پرتو یاد پیر احمدآبادی و حاشیه پرخطر جبهه ملی و دوستان پدر که ...

May 25, 2007

یکهفته با خبر

kayhan.jpg

شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل...
سه شنبه 15 تا جمعه 18 مه

و باز هم وطن در خطر است...

پیشدرآمد: خانم پری کلانتری برای من نه فقط از آن رو عزیز و ارجمند و گرانقدر است که در آن 37 روز کابینه زنده یاد دکتر شاپور بختیار غمخوار و مصاحب آن عزیز بود و در عین حال هر لحظه ای که میخواستم با دکتر صحبت کنم و یا او را ببینم پری خانم اگر لازم بود زمین و زمان را به هم میریخت تا فوراً این تقاضای مرا عملی سازد، و نه فقط به این سبب که در سالهای تبعید نیز در کنار مرغ طوفان ماند و دفترش را تو گوئی هم چنان نخست وزیر است با درایت و کاردانی اداره کرد بلکه از آن روزی با این بانوی آزاده و فرهیخته هموطنم از نزدیک آشنا شدم که در مقام دبیر سیاسی روزنامه اطلاعات ضمن تماس با نخست وزیری در رابطه با شایعه ای که بامدادان از رفیق دیر و دور پدرم چناب نقابت شنیده بودم پرس و جوئی کنم. آقای نقابت در زمانی که به دیدار دکتر علی امینی در یکی از روزهای مرداد 57 رفته بودم مرا بعد از سالها دیده بود و شماره تلفن منزلش را به من داده بود. از آن پس هر از چند روز به او زنگی میزدم و پرس و جوئی از احوال روزگار که او و مرحوم محمدعلی خان مسعودی از پس پرده امور باخبر بودند.

May 18, 2007

یکهفته با خبر

kayhan.jpg

یا سخن دانسته گوی ای مرد عاقل یا خموش!
سه شنبه 8 تا جمعه 11 مه

پیشدرآمد: مرحوم تیمسار جواد معین زاده که روزگاری نامش ما را به وحشت می انداخت و فکر و ذکر ما همه این بود که خبرچینان او را در جمع خود شناسائی کنیم (سالهای دانشجوئی در بلاد فخیمه که تیمسار با درجه سرهنگی وابسته امنیتی و نماینده ساواک در بریتانیای کبیر بود) و چند سال بعد از انقلاب با شناختن او دریافتم چه انسان صادق و صافی ضمیری را تنها به علت عنوانی که داشت دشمن میداشتیم، روزی به دفترم آمد وگفت خواهشی مختصر دارد. بعد گفت میخواهم نامه ای برایم به حاکم دبی بنویسی. در آن تاریخ شیخ مکتوم برادر شیخ محمد نخست وزیر امارات و حاکم فعلی دبی، بر این امارت حکومت میکرد...

May 11, 2007

kayhan_london.gif

یکهفته با خبر

... عهد را بشکست و پیمان نیز هم

سه‌شنبه 1 تاجمعه 4 مه

پیشدرامد: بانوی سرخپوش، همه زیبائی بود، پریچه اوکراینی که این آخری‌ها در ارکستر سمفونیک قاهره سولیست بود و از دو سه هفته پیش در «فورسیزن» و «موون پیک» و «ماری تیم» سه هتل پنج ستاره شرم ‌الشیخ، از سرپنجه‌های جادوئی‌اش جویبار زمزمه را در گوش جان شنوندگانش جاری می ‌کرد، هرگز در کابوس خود نیز رویاروئی با کسانی را از جنس منوچهر متکی و همراهانش تصور نکرده بود. آدمهائی که همه زشتی‌اند، حتی اگر بعضی‌شان، روزگاری چهره‌ای قابل تحمل داشته ‌اند اما نوکری ولی فقیه و اطوار و احوال و ظاهرسازی و نفاق اهل ولایت جهل و جور و فساد، خیلی زود آنها را نیز همرنگ و همشأن سران رژیم کرده است.

May 04, 2007

kayhan_london.gif

کوشش آن حقگزاران یاد باد...

یکهفته با خبر
سه شنبه 24 تا جمعه 27 آوریل

پیشدرآمد: اطوار و غمزه های پنهان و آشکار اهل ولایت فقیه برای آمریکائیها و عراقیها در رابطه با شرکت یا عدم شرکت آنها در کنفرانس شرم الشیخ، به جائی نرسید. پنج عضو سپاه قدس که در اربیل به چنگ آمریکائیها افتادند نه تنها آزاد نشدند بلکه سه همکار دیگر آنها نیز در یعقوبه و بصره و نجف به رفقای زندانیشان پیوستند. حضور در شرم الشیخ بیش از آنکه برای آمریکائیها اهمیت داشته باشد، به قول علما برای خود اهل ولایت فقیه مفید فایده است...

April 27, 2007

kayhan_london.gif

یک هفته با خبر
فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید...
سه شنبه 17 تا جمعه 20 آوریل
پیشدرآمد: بسیار گفته ام و نوشته ام که جنایت بزرگ رژیم، (بهتر است بگویم بزرگتر که سیاهه جنایات اهل ولایت فقیه چنان است که حتی گاه نمیشود از صفت تفضیلی برای نشان دادن سنگینی و ابعاد یکی بر دیگری استفاده کرد) در کنار نسل کشی، و ویرانگری و ترور و صدور نکبت و مرگ، درهم شکستن همه خطوط اخلاقی و اعتقادات و ایمان ملت ما بود. معقول، قبل از انقلاب حتی آدمهای هرهری مذهب که چندان ایمان و اعتقادی به دین و مذهب نداشتند برپایه یک سلسله عادات و سنن و خط قرمزهای اخلاقی و دینی که در جامعه مورد احترام اکثریت بود، اگر خود اهل کوچه شریعت نبودند، رعایت دیگران را میکردند. ماه رمضان که میشد به خاطر نگاه ملامتبار روزه داران و احترام به بزرگترها، حداقل آدم تظاهر به روزه خواری نمیکرد. میخواره ساغر را بعد از افطار به لب میبرد و شبروان کوچه حال و عشق در شبهای قدر دندان روی جگر میگذاشتند وچند روزی دست از بیعاری ـ به قول خودشان ـ بر میداشتند...

April 20, 2007

kayhan_london.gif

یکهفته باخبر
این مطرب از کجاست که ساز عراق ساخت...؟
سه شنبه 10 تا جمعه 13 آوریل
پیشدرآمد: لابد خوانندگان نوشته های من به یاد دارند که ماهها پیش از آنکه ژنرالهای آمریکائی در عراق به صراحت و نظامیان انگلیسی زیر لب، درباره صادرات مرگ آفرین جمهوری ولایت فقیه به عراق، و آموزش تروریستها توسط سپاه پاسداران، و برخورداری تروریستهای سنی در کنار شیعیان از الطاف و مراحم نایب امام زمان به صورت بمبهای هوشمند و خمپاره انداز و مینهای کنار جاده ای با سیاست هدایت از راه دور و یا ساعتی و... سخن بگویند به تفصیل و با ذکر بعضی اسامی، از نقش مخرب اهل ولایت فقیه در عراق (و البته لبنان و فلسطین و حاشیه خلیج همیشه فارس) پرده برداشتم.

April 13, 2007

kayhan_london.gif

یکهفته با خبر
... یارب مباد کس را مخدوم بی عنایت
سه شنبه 3 تا جمعه 6 آوریل
پیشدرآمد: اسم «مادر» که می آید چهارستون بدنم میلرزد، و وقتی میشنوم فلانی بی مادر شد آنهم بی آنکه بختش را بیابد که در آخرین لحظه بوسه بر چهره اش بزند، دستهای نجیب خسته اش را در دست گیرد، پیشانی به آن بساید و بعد به یاد آن لحظه هائی بیفتد که از مدرسه می آمد و مادر در آغوشش میکشید و سینی غذا را جلویش میگذاشت، آن شبها که کتاب را به دست میگرفت و برایش قصه ماه پیشونی را میخواند تا او در زمزمه صدایش به خواب رود، آن روزهائی که با حوصله دیکته میگفت تا او فردا در مدرسه نمره 20 بگیرد... رفیق و همکار عزیزم محمدرضا حمیدی هم بی مادر شد. در این سالهای غربت او نیز مثل من و هزاران ایرانی دور از خانه پدری، نگران بود که هر بار تلفن زنگ میزند، صدائی از آن سوی خط و فاصله در گوشش بگوید مادر رفت، و تا آخرین لحظه چشمش به در بود و نام ترا بر زبان داشت. ..

April 05, 2007

kayhan_london.gif

یکهفته با خبر
علیرضا نوری‌زاده

شکایت از که کُنم خانگی است غمازّم...

سه‌شنبه 27 تا جمعه 30 مارس
پیشدرآمد: همان روز 23 مارس که گشتی‌های دریائی سپاه با شش قایق مجهز بعد از رسیدن رمز حمله٬ از قرارگاه خرمشهر با تیم فیلمبرداری٬ برای شکار ملوانان بریتانیائی به حرکت درآمدند و ساعتی بعد٬ با 15 شکار خود به قرارگاه برگشتند و ملوانان را تحویل سرهنگ پاسدار ستاره دادند، من بعد از دریافت گزارشی دقیق از منابعی مورد اعتماد در ستاد کل نیروهای مسلح که ریز و درشت دامپزشک حسن فیروزآبادی را زیر نظر دارند (و این دامپزشک بسیجی که دانشکده را تمام نکرده، یکشبه با مرحمت رفیق و سرور و ارباب فقیه سید علی آقا پائین خیابانی که با ابوی و اخوی حسن آقا دوستی دیرینه داشت، صاحب درجه سرلشکری با 9 سال تقدم بر دیگر سرلشکرهای ارتش و سپاه شد و علی‌ر غم آنکه با 200 کیلو وزن و ناتوانی در چهار قد